۱۳۹۰ شهریور ۱۶, چهارشنبه

زیباترین سکوت

هیچ احساسی بهتر از این نیست که بعد از اینکه با عشقت یه شب فراموش نشدنی رو گذروندی و تو بغلش داری سیگارتو میکشی وزن نگاه عاشقانه اش روی بدنت سنگینی کنه ، ساکت و آرام ، فقط  محو  دود سیگار که روی اندام زنانه ات میلغزه باشه . ..

و گهگاه که فندکت آتیش نمی کنه فقط بگه : با همون سیگار قبلیت روشنش کن!!!.....

۵ نظر:

  1. دوست دارم اینجا مطلبی بنویسم .
    اما ترجیح می دهم بارها و بارها نوشته ات را بخوانم و بخوانم . تجسم کنم که سرت را روی سینه ام گذاشته ای و سیگاری روشن می کنی . مهره های تخته را می چینم و این دست مارسم می کنی. چشمانت برقی می زند و صدای خنده ات اتاق را پر می کند . سرت را بین دستانم می گیرم و لبانت را که مزه کنت می دهد می بوسم . دود را از لبانت می دزدم و نگاه حریصانه ام روی اندام زنانه ات می لغزد و می گویم : سیگارم را با ته سیگارت روشن کن .

    پاسخ دادنحذف
  2. تو طعم سیب می دهی برای من !!!! افسوس ...

    پاسخ دادنحذف
  3. سیب برای گاز زدن است حوا ...
    یک بار گاز بزن و خلاص ...

    پاسخ دادنحذف
  4. اینقدر در جلد من پرسه نزن !
    دیوانگی می کنم!

    پاسخ دادنحذف
  5. پرسه نزنم ، من دیوانگی کرده ام !

    پاسخ دادنحذف