۱۳۹۰ شهریور ۲۰, یکشنبه

من بی تو...

مهربانم...
دیشب چشمانم را بستم..
سرم را روی شانه مردانه ات گذاشتم و زار زدم....
کاش این چشمان لعنتی هیچوقت باز نمی شد...

۲ نظر:

  1. وقتی شانه های خیالی تو حتی در خیال اینچنین مرا مست و آرا م میکندچه بگویم که همین هم خوب است ....

    پاسخ دادنحذف
  2. حقیقت این است که تو نیستی ...
    من هم از تظاهر به بودنت خسته ام...

    پاسخ دادنحذف