این روزهای من
بیشتر در رویای تو سپری می شود...
تویی که نمی شناسمت،
تویی که نمی شناسی ام.
بی اجازه وارد رویایم می شوی
دستت را در موهایم می بری
خیره در چشمانم می مانی...
اسمم را نمی پرسی
فقط گرمای لبت را به لبانم می سپاری.
در آغوشت بی دفاع می شوم
مست می شوم
از خود بیخود می شوم
خود را به آغوشت می سپارم
گردنت را تنفس می کنم
دیوانه ات می کنم
دیوانه ام می کنی
نفسهایمان با هم در می آمیزد
تند تر ... و .... تند تر
دوستت دارم را در گوشم نجوا می کنی
تمام بدنت را لمس می کنم
صورتم را در سینه مردانه ات فرو می کنم
حس خوبی است حس بودن تو
حس با تو بودن...
باز هم بی اجازه بیا
بیا به خلوت رویای من سری بزن...
بیشتر در رویای تو سپری می شود...
تویی که نمی شناسمت،
تویی که نمی شناسی ام.
بی اجازه وارد رویایم می شوی
دستت را در موهایم می بری
خیره در چشمانم می مانی...
اسمم را نمی پرسی
فقط گرمای لبت را به لبانم می سپاری.
در آغوشت بی دفاع می شوم
مست می شوم
از خود بیخود می شوم
خود را به آغوشت می سپارم
گردنت را تنفس می کنم
دیوانه ات می کنم
دیوانه ام می کنی
نفسهایمان با هم در می آمیزد
تند تر ... و .... تند تر
دوستت دارم را در گوشم نجوا می کنی
تمام بدنت را لمس می کنم
صورتم را در سینه مردانه ات فرو می کنم
حس خوبی است حس بودن تو
حس با تو بودن...
باز هم بی اجازه بیا
بیا به خلوت رویای من سری بزن...
در رویایم که گم می شوم،
پاسخ دادنحذفگاهی پیش تو پیدا می شوم که غریبه ای،
مرا به اولین آغوش بسپار
که باقی راه را بلدم.
آغوشت هنوز یادم هست
پاسخ دادنحذفبوی تنت هنوز یادم هست
دستانت هنوز یادم هست
کاش باز هم قلب سرکشت نافرمانی کند
با من دست به یکی کند
سر از رویایم در آوری...