۱۳۹۰ مهر ۸, جمعه

خفقان

انتظارت راه نفسم را بسته

یا نفسم را می گیرد
یا بسر می آید
بالاخره

۵ نظر:

  1. انتظار، کلافگی، بهانه

    پاسخ دادنحذف
  2. انتظارت چشمانم را بسته
    که نمی بینم جاده را،
    فاصله را.
    انتظارت چشمانم را بسته
    تو را نمی بینم که به سمت دیگری می روی

    پاسخ دادنحذف
  3. و عشق
    صدای فاصله‌هاست.
    صدای فاصله‌هايی که
    غرق ابهامند.
    نه٬ صدای فاصله‌هايی که مثل نقره تميزند
    و با شنيدن يک هيچ می‌شوند کدر

    پاسخ دادنحذف
  4. اندکی صبر ولی!
    سحر نزدیکست.....

    پاسخ دادنحذف