انتظار، کلافگی، بهانه
انتظارت چشمانم را بستهکه نمی بینم جاده را، فاصله را.انتظارت چشمانم را بستهتو را نمی بینم که به سمت دیگری می روی
و عشق صدای فاصلههاست.صدای فاصلههايی که غرق ابهامند. نه٬ صدای فاصلههايی که مثل نقره تميزند و با شنيدن يک هيچ میشوند کدر
اندکی صبر ولی!سحر نزدیکست.....
امیدوارم علیرضا
انتظار، کلافگی، بهانه
پاسخ دادنحذفانتظارت چشمانم را بسته
پاسخ دادنحذفکه نمی بینم جاده را،
فاصله را.
انتظارت چشمانم را بسته
تو را نمی بینم که به سمت دیگری می روی
و عشق
پاسخ دادنحذفصدای فاصلههاست.
صدای فاصلههايی که
غرق ابهامند.
نه٬ صدای فاصلههايی که مثل نقره تميزند
و با شنيدن يک هيچ میشوند کدر
اندکی صبر ولی!
پاسخ دادنحذفسحر نزدیکست.....
امیدوارم علیرضا
پاسخ دادنحذف