کنار بالش بیتابی تو
سر هوشیاری من خوابیده
و من اما....
چه بیدارم امشب
من نماز سحر زنجره را میبینم
و خراش آرامش دریا
به نوک زورق بیتابی ها
من سرابم؟ نه آبم
خود آبم امشب
بوی تو می آید به مشام احساس
و خراشی بر عقل مینشیند امشب
گویی من میروم امشب از خود
یا که نه...
می آید کسی
به نوانخانه تنهایی من...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر