روزی که این فیلم اکران شد، من با دوستم برای دیدنش رفتیم. وقتی فیلم تمام شد، تمام وجودم در سینما می لرزید، احساس کردم فیلمی از زندگی آینده خودم را میدیدم در طول این دو ساعت. نمیدانم قانون جذب بود ، یا حس ششم من بود که زندگی مرا کاملا" شبیه شخصیت اول فیلم دوزن کرد. با همسری که مرا میخواست تبدیل به یک زن دیگر کند !
فقط فرقش این بود که آن زن علیرغم همه تلاشهایی که کرد موفق نشد طلاق بگیرد، و در آخر فیلم شوهرش مُرد، ولی من توانستم.
حالا من هم مثل او احساس می کنم خیلی از زندگی عقب افتاده ام باید بجنبم خودم را به بقیه برسانم !

عاشق اون دیالوگ های آخرشم...
پاسخ دادنحذفاونجا که هی اسم دوستش رو صدا می کرد و اون با بغض می گفت جانم ...
دوس دارم این فیلم رو...
پاسخ دادنحذفامیدوام خوشحال باشین از کاری که کردین