۱۳۹۰ آذر ۲۴, پنجشنبه

آبدوخیار با طعم قانون

 راستش من چندین بار در ایران بازداشت شده ام. آدم سیاسی ای نبودم البته. مادرم نمی گذاشت فعالیت سیاسی داشته باشم، ولی جرایمم را که مرور می کنم خنده ام می گیرد :
* مانتوی کوتاه
* روسری کوتاه
* لاک ناخن
* با پسر غریبه بیرون رفتن
* نارنجک زدن در چهارشنبه سوری
* جوراب نداشتن
*روشن بودن ضبط ماشین در ایام ارتحال امام خمینی
* حاضر جوابی به مامور منکرات 
*امضا نکردن پای برگه موارد آرایشی ای که به دروغ بر علیه ام پر شده بود
* تذکر محترمانه به یکی خواهران ارشاد که زیر بغلت پاره است
* کورس گذاشتن  با سه تا ماشین پسر ، که البته این مورد با وساطت والدین به خیر گذشت !
برای یک دختر بیست و چند ساله این تعداد سوءسابقه یک چیز وحشتناک محسوب می شود در هر کشوری. ولی من می آیم با افتخار همه را بیان می کنم. چرا؟
وقتی فکر می کنم بخاطر وجود این قوانین آبدوخیاری چقدر من تحقیر شده ام. چقدر هولم داده اند مثل مجرمها، چقدر مثل افراد بزهکار با من رفتار کرده اند از هرچه قانون است عوقم میگیرد. نتیجه اش این شده که من شدم یک آدم قانون گریز سرکش .
از نظر من قانون نباید زیاد انگشت در هر سوراخی فرو کند و خودش را از ابهت بیاندازد. چون ممکن است  در یکی از این سوراخها یک موش خرما مثل من باشد و گازش بگیرد. یا از هتک کردن حرمتش لذت ببرد. بهتر نیست قانونها را کمی مختصرتر کرد که محترم تر بمانند؟ 

۱ نظر:

  1. ای بابا جرمهات خوبن که
    ما جوون که بودیم بابات تین جرائم ما رو گرفتن
    مزاحمت خیابانی
    اخلال در نظم عمومی
    مزاحمت برای نوامیس مردم
    این یکی خیلی جالبه پوشیدن شلوار جین تنگ
    بی توجهی به اخطار ایست پلیس
    ضرب و شتم و دعوای خیابانی
    بقیه اش هم دیگه نمیشه گفت

    پاسخ دادنحذف