دبیرستانی که بودم ، یک روز با دوتا از دوستانم تصمیم گرفتیم از شر موهای بلند مشکی مان خلاص شویم. سه تایی با هم وارد یک آرایشگاه شدیم. پرنده پر نمی زد. همه کارکنان آرایشگاه و حتی رئیسشان، همگی دوره مان کرده بودند و کنارما نشسته بودند و از وجنات و زیبایی های ما تعریف می کردند و آنقدر به ما محبت می کردند که کم بود خانم رئیس خودش برود با دستهای خودش ، یک چای قند پهلو برای ما بیاورد. آن یکی آلبوم مخصوص موی کوتاه را می آورد، یکی دیگر می خواست پوستمان را پاک سازی کند. و ما بهت زده و اگر بخواهم بهتر احساسمان را در آن موقع توصیف کنم بهتر است بگویم "وحشت زده" به آنها نگاه می کردیم و سعی می کردیم آن همه پیشنهاد زیبا کننده را یکجا در گلویمان فرو بدهیم و هضم کنیم. از طرفی آنقدر محبت می کردند که رویمان نمی شد بگوییم از آمدن به این آرایشگاه منصرف شده ایم چون شما هیچ مشتری ای ندارید. هر سه دنبال راهی برای فرار می گشتیم. تا اینکه دوستم گفت :"من ماشینو بدجایی پارک کردم، برم جاشو عوض کنم" و رفت . من و آن یکی هم به بهانه اینکه ببینیم او کجا می رود ، پا به فرار گذاشتیم. وقتی آمدیم بیرون ، هر سه نفس راحتی کشیدیم و بخاطر مهارت و زرنگی ای که در پیچاندن آنها بخرج داده بودیم بخود می بالیدیم.
الان فکر می کنم اگر آن آرایشگاه ، دو تا از پرسنل خودش را روی صندلی نشانده بود و خود را با سشوار کشیدن آنها مشغول می کرد و جواب سلام ما را هم نمی داد و میگفت باید وقت قبلی می گرفتید ولی حالا که تا اینجا آمده اید بشینید مشتری ای که وقت گرفته اگر نیامد ، من کار شما را انجام می دهم، ما میماندیم و از خدا خواسته هم می ماندیم. چیزی که ما را از آنها فراری داد ، تنهایی شان و محبت بیش از اندازه شان بود.
آدمها هم همینطورند. وقتی تنها هستی و کسی وارد زندگیت می شود، آنقدر ناز و نوازشش می کنی و از وجنات و محاسنش تعریف می کنی و محبتت را بپایش می ریزی و چای قند پهلو برایش می آوری و محبتت را بی ارزش می کنی، که او وحشت می کند. مترصد فرصتی می شود که طی یک توطئه زیرکانه ، تو را بپیچاند و بزند به چاک . محبت کالای گرانبهایی شده است این روزها ، اما اگر آن را به حراج بگذاری کسی سراغش را نمی گیرد.
آدمها نشان داده اند از محبت زودتر زده می شوند تا از بی مهری.
پاسخ دادنحذفپ.ن: قشنگ یکی از بهترینهای این بلاگ بود.
به نظرت این نظریت قابل تعمیم به همه هست؟یعنی لیاقت اون فرد مهم نیست؟
پاسخ دادنحذفهمه ...
پاسخ دادنحذفبه شدت باهات موافقم
پاسخ دادنحذفقانون تد موزبی !
پاسخ دادنحذفیادآوری بجایی بود آفتاب ! :)
پاسخ دادنحذفممنون واسه این پست
پاسخ دادنحذفکاملا درسته
اما اگه زیادم خودش رو بگیره یه چیز تو همون مایه ها میشه اما از لحاظایی بهتر
موافق نیستم.اگر طرف مقابل ظرفیت محبت را داشته باشد هرگز از محبت بی دریغی که نثارش میشود سوء برداشت نمیکند
پاسخ دادنحذفکم دیدم از این آدما
پاسخ دادنحذف