۱۳۹۰ دی ۵, دوشنبه

بی همگان بسر شود

بدون او هم می توان زیست ! فقط کافیست کمی در زندگی پوستت کلفت شده باشد، وکمی نا امیدی و تنهایی چاشنی اش شده باشد تا بفهمی هیچ دردی آنقدر بزرگ نیست که آدم را از پا بیندازد. تنها کاری که می کند این است که قلب آدم را می کَنَد و با خود می برد. آنوقت می گوید بگذار تا مرور زمان درستش کند.
 یعنی چه؟ زمان می تواند یک قلب دیگر بیاورد؟ 

۲ نظر:

  1. نه بودنت آرام می کند ،نه نبودت،بلاتکلیفی خنجر می زند

    پاسخ دادنحذف
  2. شاید بدون او نتوان زنده ماند. اما می شود بدون او به زندگی کردن ادامه داد.

    پاسخ دادنحذف