آدما از نظر من دو گروهن : آدمایی که فقط وقتی باهات کار دارن سراغت میان ، وقتی شماره شون میفته روی گوشیت ، با خودت میگی یحتمل یه جای کارش گیره ، و گروه دوم آدمایی هستن که واقعن دوستت دارن ، و چون نسلِ مورد دوم در دنیای واقعیات منقرض شده ، پس همون یک گروه باقی می مونن: آدمایی که فقط وقتی کاری باهات دارن سراغتو میگیرن !!! و چون از این جور آدما خسته شدم ، همون بهتر که وقتی ساعت اداری تموم میشه گوشی رو خاموش کنم و خلاص ...
تنهایی لعنتی ، تنها کثافتی که به زندگی آدم میزنه ، همینه ! اینکه حاضر میشی بخاطر فرار ازش ؛ جواب تلفن آدمایی که فقط کارشون پیشت گیره رو بدی ! تنها تر از اون وقتیه که هیچکس دیگه کارش هم پیشت گیر نباشه. مثل من !
میتونم شیشه آبجو رو بگیرم دستم ، یه سیگار روشن کنم و تو تاریکی بشینم و وبلاگمو آپ کنم ، خیالمم راحت باشه حالا حالاها کسی حتی نمی پرسه من زنده ام یا مُرده ! زندگی همیشه همینقدر تخمی بوده ، فقط آدم گاهی یادش میره ، ولی زود یه اتفاقایی می افته که به آدم ثابت کنه ، هنوز زندگی همونقدر تخمیه ، فقط ورژنش عوض شده !
من چرا یادم نمیرود، چرا هی دوبارهتر نشتر به قلبم میرود...
پاسخ دادنحذفاز بس خوبی !
حذف