۱۳۹۲ آبان ۲۰, دوشنبه

گناه زنانه

چند روز پیش یکی از همکارهای ایرانی ام که به کون بلبلی معروف است، ژستِ متفکرانه گرفت وشروع کرد به نصیحت کردنِ من که سیگار نکشم. کرمم گرفت که ببینم دلیل نصیحت کردنش چیست. اول یک بحث منطقی راه انداخت اندر مضراتِ سیگار و میزان آسیبی که هر نخ سیگار به بدن می زند. جواب دادم این آسیب در برابر آلودگی ای که هوای تهران به ریه های ما وارد می کرد اصلن بشمار نمی آید. وقتی دید از این در پیروز نمی شود، زد یک کانال دیگر. گفت تو بچه داری. گفتم خب؟ گفت الگوی بچه محسوب میشی. گفتم مادر و پدر من هیچکدام در زندگیشان یک نخ هم سیگار نکشیدند ولی من و خواهر برادرم همگی سیگاری شدیم . پس این هم ربطی ندارد. می دانستم طرف الان است که برود تو باقالی ها. خلاصه در نهایت گفت سیگار کشیدن برای زن وجهه خوبی ندارد. با تعجب پرسیدم : "بنظر تو سیگار کشیدن کار زشتی است؟" جواب داد بله. پرسیدم :" اگر زشت است پس چرا اصلن اسم زن را آوردی؟ مگر کار زشت مردانه زنانه دارد؟ این طرز زنانه مردانه گرایی موافق حقوق بشر نیست. موافق انصاف هم نیست. اگر عّرفِ شما مخالف عدل و انصاف است این عُرف است که باید برداشته شود نه آزاد اندیشیِ کسانی که وجهه شان را با عُرفِ درِ پیت تان می سنجید" البته بعدش سعی کرد به من بفهماند که آدمِ دُگمی نیست، اما چندش آور ترین اخلاقِ من با اطرافیانم این است که قبل از اینکه بیشتر از این کسشر بگویند می روم ! آدم باید قبل از اینکه به یک چیز اعتقاد پیدا کند نگاه کند ببیند این اعتقادی که ازش حرف می زند مال خودش است، مال پدر و مادرش است یا مال عمه بلقیسش . حداقل فکر کند ببیند تا چه حد می تواند از آن دفاع کند، بعد شروع کند به نصیحت کردن دیگران.( بماند که من کلن با نصیحت کردن یا شنیدن آبم توی یک جوی نمی رود. ) آدمِ عاقل سر طنابی را که نمی داند تهش کجاست نمی گیرد.

۱ نظر: