۱۳۹۲ آبان ۲۲, چهارشنبه
خانه ای روی آب
خاله ساراهمیشه می گفت "آدم لزومی ندارد که به همسرش همه حقیقت گذشته اش را بگوید". می گفت " مردها پدر سوخته تر از آن هستند که راز زنها را به روی خودشان نیاورند و مثل چماق مدام توی سرشان نکوبند." من اما کسی که من را نصفه نیمه و نسیه قبول داشته باشد نمی خواستم. پنهان کردن حقیقت مثل پنهان کردنِ یک شتر پشت بوقلمون است. هر چقدر بوقلمون را از دو طرف بکشی ، شتر پشتش استتار نمی شود. دخترهای فامیل به نصیحت خاله سارا گوش می کردند و برای اینکه حقیقتی که مربوط به گذشته شان بوده را پنهان کنند از بیخ و بن خودشان را کش می دادند. اول از همه هم با دوستهای دوران مجردی شان قطع رابطه می کردند که گند کارشان در نیاید و راحت تر ادای آدمهای آفتاب مهتاب ندیده را در بیاورند. گذشتۀ آدمها هم جزئی از آنهاست. اینکه بخاطرکسی که طوری با افتخار از دخترهایی که قبل از ازدواج زمین زده حرف می زند که انگار دلیل براعتبار آلت محترمش می داند، یک قسمت از گذشته ات را کلن فاکتور بگیری و مثل راز روی دوش خودت حمل کنی که خودت را خوب جلوه دهی ، مجبوری بجای لذت بردن از زندگی حتی به خودت هم دروغ بگویی و همیشه عذاب وجدان داشته باشی. اینکه فکر کنی خوب بودن یعنی چیزی که تو نیستی پس باید خود واقعی ات را پنهان کنی حتی بسیار سخت تر از پنهان کردن شتر پشت بوقلمون است.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
متاسفانه یا خوشبختانه پنهان نمیکنم.
پاسخ دادنحذفاینکه هی تند تند پست میزاری ینی حالت خوب نیس؟!!
پاسخ دادنحذف