۱۳۹۲ تیر ۶, پنجشنبه
شوخی خرکی
می روم جلوی آینه به پیشانی زخمی ام نگاه می کنم. شروع می کنم به قُر قُر کردن که اصلن با تو نمی شود شوخی کرد. معذرت خواهی می کند و می گوید بازی اشکنک دارد. می گویم چجوری است که همیشه اشکنک هایش مال من است؟ می گوید نخیر آنموقع هم تو آنقدر وحشیانه به پای من لگد زدی که تا یک هفته پایم داشت از درد فلج می شد. درضمن می خواستی گنده گوزی نکنی.
گنده گوزی ! چه کلمۀ گنده ای ! می گویم پس هر کسی که زورش بیشتر بود گنده گوزی کند هر کسی که زورش کمتر بود خایه مالی! می گوید قبول ! می زند زیر خنده. می گویم روی آب بخندی زهر مار. می گوید شوخی را خودت شروع کردی. می گویم خب شروع کردم که کردم. دلیل نمی شود کلۀ من را آنجوری با فشار بکوبی روی ساعتم فقط برای اینکه آلت محترمت را حواله کرده بودی به دهان من. می گوید خودت دستت را آوردی جلو که مقاومت کنی اگر نمی آوردی جلو، پیشانی ات به ساعتت نمی خورد زخم شود. می گویم خب می خواستی وقتی داری سر من را به زور فشار میدهی که آلتت را بکنی توی حلقم من دهانم را باز کنم و بگویم بکن بکن ! خیلی بکن؟ می گوید دلیل نمی شود تو همچین ساعت های سنگین و گنده ای دستت باشد که پیشانی ات را زخم کند. می گویم ببخشید از این به بعد قبل از اینکه شوخی کنم ساعتم را در می آورم. پشت بندش می گویم تو خار کسده ای ! خار کسده معنی اش این نیست که خاهر آدم کسده است ها. یعنی ذات آن آدم خارکسده است. والسلام !
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مادیان جان مطمئنی شوخی خرکی بوده ! بیشتار تو مایه های قتل و تجاوز بوده خدا شاهده ! :)
پاسخ دادنحذفهمینطوره
پاسخ دادنحذفذات آدم ممکنه جنده باشه
ساک زدن
اصلن منو ارضا نمیکنه
شاید چون فیکس شده دهنم
زیورات مردانهی خطرناک. مثه بازی فوتباله. ساعت رو باس در بیاری.
پاسخ دادنحذف