۱۳۹۲ تیر ۱۳, پنجشنبه

دیکتاتور مچکریم !

آدمها وقتی زیاد در مضیقه قرار بگیرند خیلی عوض می شوند. یادم است در کتاب انسان در جستجوی معنا اثر دکتر فرانکل خوانده بودم وقتی که او و همبندی هایش در زندان آشویتس بجهت کلیمی بودن زندانی بودند، در اثر تضییقات شدید ، به آنجا رسیده بودند که حتی اندیشمندترین هایشان هم غایت آرزوی زندگیشان شده بود اینکه وقتی در صف غذا، نوبت به آنها رسید ، کسی که غذایشان را سرو می کرد، ملاقه را کمی از ته قابلمه بگیرد که کمی از نخود لوبیا هم قاطی آن آبی که به خوردشان داده می شد بشود. یا اینکه هم سلولیشان زودتر بمیرد تا کفشهایش را برای خودشان بردارند. این خیلی دردناک است. این خیلی تاسف برانگیز است که برای یک انتخابات ریاست جمهوری، کسانی که تا چهار سال پیش ، سپر بلای همدیگر می شدند، به جان هم می افتند و جو گیری شان به حدی می رسد که به تحریمیون اعلام می کنند که حق ندارند در جشن آنها شرکت کنند. می خواهم بدانم این شرکت کردن در جشنی که فقط روشنگرِ روسفیدی عالیجناب سرخپوش بوده است در خصوص روسیاه کردنِ کسانی که چهارسال پیش تهمتهای ناروا به شیوۀ انتخابات و اعمال نفوذ عالیجنابان زده اند، چه لطفی دارد؟ من اگر از کمبود جشن و پارتی هم بمیرم در چنین جشنی شرکت نمی کنم. حالا که گذشت. کاش مردم می دانستند که همان جشن میلیونی باعث شد عالیجنابانی که سربلند از هر تهمتی ، با وارد کردن آقای جلیلی در بازی، از تمام تمهیداتشان به نتیجه رسیده اند، و حالا دارند در جمع خودمانیشان از اسکل کردن دنیا به خود میبالند و به سلامتی هم ویسکی فرداعلا به بدن میزنند، ناگهان در اعلام جریمۀ دویست هزار تومانی جناب آقای بطری نوشابه، عامل آنهمه جنایت و وحشیگری، وقیحانه و گستاخانه عمل کنند. تا بحال تخته بازی کرده اید؟ تا وقتی حریف چندتا تک مهره در خانه اش دارد تخم نمی کند مهره های شما را بزند. از اولش هم برنامۀ جریمه دویست هزارتومانی مشخص بود، فقط شرایط طوری بود که تخم نمی کردند اعلامش کنند. حالا که همه مردم را سر یک انتخابات بی ارزش و کیری به جان هم انداخته اند، پشتشان گرم است که کسی روی مخالفت ندارد. تنها کاری که مردم می کنند این است که یک مدت این را هم جوک می کنند و آنقدر موضوع را لوث و جنده می کنند که هیچی ازش نمی ماند. البته دیگر کاری هم از دستشان بر نمی آید. فعلن حریف جفت شش آورده و دارد میتازد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر