من همیشه در زندگی ام برعکس خیلی از همجنس هایم، که با عوض کردن رنگ و شکل مو و یا عمل های زیبایی، ظاهرشان تنوع دارد، یک دختر با موی فرفری بلند مشکی بوده ام . گاهی اطرافیانم از این همه یکنواختی درقیافه من خسته شده اند. گاهی خواهش کرده اند که یک بلایی سر این چهره بِکر بیاورم . از شما چه پنهان ، خودم هم بدم نمی آید یک دستی به سرو گوش چهره ام بکشم وبروم بزنم به سیم آخر و موهایم را یک جوری کوتاه کنم که از پشت معلوم نشود من دخترم یا پسر ! رنگش را هم قرمز بکنم بعد یک جوری پشتش را سیخ سیخ و شلخته ای درست کنم جلویش را کجکی بریزم توی صورتم. خواهرم معتقد است من تخم این کار را ندارم. بنظرم گاهی لازم است آدم تخمش را به اطرافیان نزدیکش نشان بدهد ، که مبادا فکر کنند تخمی در کار نیست.
یادم می آید فقط یک بار موهایم را تا این حد کوتاه کرده بودم . آن دفعه هم هر کسی می گفت "چقدر زشت شدی" سریع اعتماد بنفسم را از دست می دادم و بقول معروف از گه خوردن خودم پشیمان می شدم. راستش چند وقت پیش رفتم یک مقدار کوتاه کردم دیدم بد نیست. خوشم آمد. این شد که تصمیم گرفتم از دم همه را خلع مقام کنم و از جایگاه عالی کلّۀ بنده به مقام شامخ تر سطل آشغال منسوب نمایم. هر چند که فرقی برایشان نمی کند.
فکر کردم فعلا" که زمستان است و مو برای گرم کردن سرو کله چیز خوبی است. باشد برای وقتی هوا گرمتر شد. آن وقت هم دیگر در ترکیه نخواهم بود و در محل اقامت جدید هم سرم خیلی شلوغ می شود و وقت نمی کنم هر دوماه یکبار بروم آرایشگاه و بدهم موهایم را مرتب کند. پس کلا" صرفنظر کردم. تخم را هم ، شما نداشته فرض کن !
پ ن : حاضرم قسم بخورم تا دیروز فقط یک تار موی سفید داشتم. امروز چهار مورد در سرم کشف کردم. نه اینکه فکر کنید من تمام وقتم را جلوی آینه می گذرانم ها ! نه ! فقط وقتی که در آسانسور هستم یک نگاهی به خود می اندازم ببینم هنوز زنده ام یا نه !
چهار مورد خیلی عالیه. موهایم کم کم به مرز یکی در میون داره میرسه :دی
پاسخ دادنحذفمن می خواهم برای پیوند مو است. اما من تعجب می کنم که در آن بهترین مرکز پیوند مو؟fue
پاسخ دادنحذف