گاهی آدم جوری سفت و سخت به یه چیز یا یه آدم می چسبه که انگارهیچوقت قصد نداره رهاش کنه. اما گاهی یه اتفاق خیلی کوچیک می افته و یه حسی بهت میگه الان وقت رها کردنه و تو یهو متوجه میشی باید دستتو ول کنی بذاری بره. همیشه اولاش سخته. چون آدما به چیزایی سفت میچسبن که فکر میکنن ول کردنش باعث میشه سقوط کنن.
تو زندگی من این اتفاق زیاد افتاده. همیشه وقتی به چیزی سفت چسبیدم به حسی که میگفت وقت رها کردنه، اعتماد کردم و رها کردم.
چند سال پیش وقتی وبلاگ ته سیگار و شخصیت مادیان وحشی رو ساختم هرگز نمیدونستم چه مسیری رو طی میکنه و به کجا میرسه. امروز وقتی از سرکار اومدم خونه ، با وجود اینکه خسته بودم به آقای ف و دخترم پیشنهاد دادم بریم سینما. بعد از فیلم برگشتیم خونه ، آقای ف خوابید، من یه فنجون چای واسه خودم ریختم، نشستم پشت لپ تابم ، هدفون رو گذاشتم توی گوشم، موزیک مورد علاقه ام رو بلند کردم، و شروع به نوشتن این پیام خداحافظی کردم تا از همه کسایی که وبلاگ منو میخوندن تشکر کنم. تا بعد از چند روز که همه پیام رو خوندن، وبلاگ رو واسه همیشه ببندم.
این آهنگیه که هر وقت تنها و غمگینم گوش میدم. این آهنگ تقدیم به همه کسایی که پا به پای من زندگی کردن. همه کسایی که وقتی بی حوصله مینوشتم بهم انرژی میدادن . همه کسایی که همیشه بودن . همه کسایی که باعث شدن به واژه رفاقت ایمان بیارم. همه کسایی که این نوشته رو میخونین بدونین شما جزو کسایی هستین که من بخاطر رفاقتتون ممنونم.
شاد باشید ...
چه حیف که دیگه نمی تونیم بخونیمت. اما هرجا هستی و همیشه موفق باشی شجاع جان سرسخت :*
پاسخ دادنحذفوبلاگت رو از طریق نسوان مطلعقه معلقه شناختم موقع مصاحبه هاتون با یه رسانه . میدونی نسوان هم بعد تولد پسر ویولتا بسته شد و حالا تو هم که میری . با این حساب فکر میکنم بهتره ما هم وبلاگ خوانی رو تعطیل کنیم و بریم دنبال یه سرگرمی دیگه . ازین که تاکنون نوشتی و ما رو سرگرم کردی صمیمانه متشکرم آرزوی موفقیت و سلامتیتوخواهانم . خداحافظ
پاسخ دادنحذفواااااااای نه. کاش بمونی...تو ننویسی من نوشته های کی و بخونم آخه؟
پاسخ دادنحذفاین آهنگ و به یادت گوش خواهم داد.
با اینکه سالهاست میخونمت ولی اولین باره نظر میدهم, برای خودت و دخترت در هر جایی که باشی آرزوی سلامتی و شادی واقعی دارم :)
پاسخ دادنحذفخداحافظ مادیان وحشی وبلاگ خوبی داشتی همیشه هفته ای یه بار سر میزدم
پاسخ دادنحذفموفق باشی
موفق باشی
پاسخ دادنحذفممنون که مینوشتی کاش میموندی . شاد باشی
پاسخ دادنحذفخداحافظی همیشه لذت بخشه
پاسخ دادنحذفسلام امیدوارم که سلامت باشی
پاسخ دادنحذفبه تصمیم تو برای بستن وبلاگ احترام میگذارم. ولی اجازه نداری نوشتن را "ببندی " برایت نوشته بودم که به آینده " قلم " تو بسیار امیدوار هستم. یک بار دیگر به تکرار مینویسم که دوست دارم فروغ را دوباره " زنده " ببینم. تو میتوانی او را به ما برگردانی.
مراقب سلامتی خودت باش.
حیف که دیگه نیستی.موفق باشی.
پاسخ دادنحذفهمه چیز رو باید امتحان کرد. بجز مواردی که دیگه برگشت پذیر نیست...
پاسخ دادنحذفسلام
پاسخ دادنحذفممنون از نوشته هایت
و به اشتراک گذاشتن لحظه هایت