سر بزنگاه ، درست همان زمانی که داری از زندگی ات تا حلق لذت میبری ، خفتت می کند. اول دست و پا می زنی که از چنگش خارج شوی. ولی بعد که کم کم مثل سم اعتیاد آور داخل خونت شد، وارد هر رابطه ای هم که بشوی، خودت آستین را بالا می زنی و باز تنهایی را به خودت تزریق می کنی.
تنهایی بد است. ولی اعتیادش که گریبانگیرت شود، دیگر نمیتوانی در هیچ رابطه ای بمانی . دیگر نه از رابطه لذت می بری، نه از تنهایی. تمام زندگیت زهر مار می شود.
من حاصل عمر خود ندارم جز غم
پاسخ دادنحذفدر عشق ز نیک و بد ندارم جز غم
یک همدم با وفا ندارم جز درد
یک مونس نامزد ندارم جز غم
I've tried so hard to tell myself that you're gone
But though you're still with me, I've been alone all along