۱۳۹۲ اسفند ۱, پنجشنبه

آلت مدار

مایو اش را از تنش درآورد و گفت بیا لخت شیم بریم تو آب. لخت لخت ! یه پک به سیگارم زدم و گفتم تو برو ! پرید توی آب و شروع کرد با همون اندام سفید و سینه های درشتش توی آب غلطیدن ، و این تنها باری بود که از دیدن اندام یه زن ، خودم را خیس کردم.
زن و مردش مهم نیست، مهم این است که بعضی از خصلتهای فیزیکی قابلیت تحریک کردنِ آدم را دارند و بعضی نه! با علیرضا توی یک توالت آشنا شدم. توالتِ بار. راه افتاده بود دنبالم که شماره اش را بدهد. نگاهی به سرتاپایش کردم و از آنجایی که خیلی وقتها دلم نمی آمد دست رد به سینه پسرهای خوش هیکل و خوش تیپ بزنم ، دعوتش را برای مشروب بعدی رد نکردم. من معمولن عاشقِ لمسِ بدنِ مردها هستم.  مخصوصن کسی که بار اول است می بینمش. دستم که به بدنشان می خورد، هیجان زده می شوم . شاید همین هیجان است که باعث میشد هی آدم عوض کنم. همینکه رفتم جلوی در سیگار بکشم ، دنبالم آمد و دستش را انداخت دور کمرم . من را به خودش چسباند و شروع کرد به لب گرفتن. طپش قلبم رفت بالا. دستم را با هیجان بردم توی موهای بلندش. بعد گردنش. از روی ستون مهره هایش دستم را لغزاندم بردم پایین تا روی کمرش . صورتش را برده بود توی گردنم و مثل یک کیسِرِ عالی که کار خودش را بلد است  داشت زیر گوشم را با لبهایش می مالید.  دلم می خواست دستش را بگیرم ببرم توی یکی از اتاقهای هتل روبرو و تا صبح بگایمش . کمربندش را باز کردم و دستم را کردم توی شلوارش و هی دنبالِ آلتش گشتم. آنقدر کوچک بود که برای چند لحظه احساس کردم یک   پیرزن عجوزه ام که دارم پسربچه پنج ساله ای را خِفت می کنم. انگار یک سطل آب ریختند روی همه هیجانم. و به سرعت حشرم خوابید. دستم را کشیدم بیرون و سعی کردم جوری که بهش برنخورد جمع و جورش کنم. برگشتیم سر میز. دلم نمی خواست ناراحت شود ولی  این یک واقعیت است. بعضی چیزها قابلیتِ تحریک کردنِ آدم را دارد، و بعضی چیزها خواباندن. سعی کردم دوتا شات اضافه تر از ظرفیتم هم بزنم که باز حشرم برگردد. احساس حماقت می کردم. احساس می کردم یک عمله تمام عیارم که با فیزیک آدمها حشرم بالا پایین می رود، ولی وقتی که خوابید، خوابیده است. کیفم را برداشتم و با حماقت خاصی که هیچوقت یادم نمی رود گفتم : دوستم قراره بیاد خونه ام. باید برم. خوشال شدم از آشناییت. 
رفتم خانه ، همانطور که سوتینم را در می آوردم که بروم توی تخت، به خودم نگاه کردم و گفتم. کسی چه می داند، شاید اگر او هم هیکل لاغر و سینه های کوچک من را می دید، فلنگ را می بست ! پتو را کشیدم روی سرم و سعی کردم به هیچ چیز فکر نکنم.

۷ نظر:

  1. البته من یه تحقیقی خونده بودم که مرد هایی که آلت کوچیکی دارند وقتی تحریک بشند سایز آلتشون تغییر شگرفی می کنه...
    حالا راست و دروغش پای محققینش

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. حالت کلی نداره. فقط بعضی از اونایی که فیلانشون تو حالت خوابیده کوچیکه، تحریک بشن خیلی بزرگ میشه!

      حذف
  2. هیکل لاغر و سینه های کوچکت رو تصور کردم و دلم خواست جای علیرضا بودم ...حشرم چسبید به سقف...

    پاسخ دادنحذف
  3. نمیدونم چه کرمیه که نظر بدم. اما خب... داستان اصلی اینه که دلم برا دو تا کامنتت سوخت. با تو و سیب و سرگشتگی از طریق دویچه وله آشنا شدم. بعد وقتی اون از تو بیشتر طرفدار داره دلم میسوزه.
    البته نمیونم واقعا این چه مبنای مقایسه ای یه.
    یه نگاه به صفحه رضا قاسمی تو فیس بوک بنداز. یه لینک جالب داره که توش داستانهای تن کام خواهانه داره. به نظرم بدت نیاد. در ستایش نامادریش که منو شخم زد
    زیاد ور زدم.
    عزت زیاد

    پاسخ دادنحذف
  4. البته با عرض پوزش باید به اطلاعتون برسانم شمبول هایی که زود بلند میشند زود هم میخوابند و برعکس شمبول هایی که دیر بلند میشند دیر هم میخوابند . علت ریزه میزه بودن شمبول طرف ناشی از بلند نشدن اون بوده اگه بهش فرصت میدادید مطمئنن مغبون نمیشدید. البته استدلال آخری ات اگه هیکل لاغر و سینه های کوچک منو میدید فلنگو می بست محشر بود :)

    پاسخ دادنحذف
  5. be nazare man in ye chize kamelan tabieiye ke kasi ba fizike adama hasharesh bala va paeen bere

    پاسخ دادنحذف
  6. عجب نوشتاری داری دختر همینجوری خواننده را همراه خودت به مرز هیجان زدگی میرسانی و بعد ....همچون اسبی که با یرتمه سریع کارشو شروع میکنه و خیلی زود از تلاش میفته!!اشپز خوب اونیه که بتونه با کمترین وسیله مواد اولیه شام لذیذ درست کنه تصورم بر اینکه شاید اگر فرصتی بیشتر سرمایه گذاری میکردی میتونستی ارگاسم قشنگی در انتها برداشت کنی ...بزرگی هیکل و سینه هیچوقت رل اساسی را نداره مهم اینکه نوک سیخ شده سینه به مرد بگه من اینجام و وقتی با اب داغ حشر جلاش بدی بدون شک برای مرد تنها یک چیز مهم خواهد بون اون غرق شدن در یک رویای مشترکه. شادکام باشی

    پاسخ دادنحذف