۱۳۹۰ دی ۲۳, جمعه

بدرود

با هر پُکی که به سیگار می زنم ، یاد تو را فرو می دهم توی ریه هایم . نشت می کند توی گلبولهای سفیدم عشقت ، می رود در قلبم ، پمپاژ می شود به همۀ سلولهای وجودم،
مزه گس خاطراتت می رود در دهانم،  دود می شود ، می رود بیرون ، در هوا پخش می شود، بدرود می گویم و می رود. 
نعشگی اش می ماند برای دل بی صاحب مانده من ...

۱ نظر:

  1. این دله بی صاحب..از اول بی صحاب بود...ولی از اول عاشق بود ولی همیشه ساکت بود

    پاسخ دادنحذف