صبح بخیر تو

شیرین ترین نوای صبحگاهیست
بوسه هایت بر صورت خواب آلوده ام
اغوایم می کند به شیطنت
در آغوشت
چه ساده اندیشند شیطنتهای قلبم
می انگارند تن من با انها همکاری می کند
در فرار از تنت
دستهای تو مرا دستگیر می کنند
محکم میگیرند
شکست را می پذیرم... می خندم
خود را به تو می سپارم...
شکست در میان بازوان تو برای من اوج پیروزی ست
پاسخ دادنحذفقشنگ بود
پاسخ دادنحذفبیشتر بنویس از خودت و خودش