۱۳۹۰ آبان ۱۹, پنجشنبه

شکست با طعم صبحگاهی

صبح بخیر تو
شیرین ترین نوای صبحگاهیست
بوسه هایت بر صورت خواب آلوده ام
اغوایم می کند به شیطنت
در آغوشت
چه ساده اندیشند شیطنتهای قلبم
می انگارند تن من با انها همکاری می کند
در فرار از تنت
دستهای تو مرا دستگیر می کنند
محکم میگیرند
شکست را می پذیرم... می خندم
خود را به تو می سپارم...

۲ نظر:

  1. شکست در میان بازوان تو برای من اوج پیروزی ست

    پاسخ دادنحذف
  2. پروردگاری در همین حوالی۲۲ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۸:۵۰

    قشنگ بود
    بیشتر بنویس از خودت و خودش

    پاسخ دادنحذف