...تو ممد حیاتمی...ذاتِ من را چه به تفریح...بمان...بمان در اندرون من و .... من را امتداد بخشششششش.....
او به ماندن اصرارمن به میرایی گرفتار
نفس کز گزمگاه سینه می آید برونابری شود تاریکچو دیوار ایستد در پیش چشمانتنفس کین است....
در آغوش همدر این دایره بی پایانمن امتداد توامیا تو امتداد منی شمس لنگرودی
...تو ممد حیاتمی...ذاتِ من را چه به تفریح...بمان...بمان در اندرون من و .... من را امتداد بخشششششش.....
پاسخ دادنحذفاو به ماندن اصرار
پاسخ دادنحذفمن به میرایی گرفتار
نفس کز گزمگاه سینه می آید برون
پاسخ دادنحذفابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کین است
....
در آغوش هم
پاسخ دادنحذفدر این دایره بی پایان
من امتداد توام
یا تو امتداد منی
شمس لنگرودی