۱۳۹۰ آذر ۳, پنجشنبه

01


+سلام خانم ، خوبی؟ شما هم با این کشورتون
- سلام. شمیم تویی؟ چرا؟
+ واقعن تخمیه
- آره. میدونم
+اصن نمیشه دختر بازی کرد
- کدوم شهرین
+اسکی شهیر
- دروغ میگی مث سگ
+من و دروغ؟
- مرگ من اومدین شهر ما؟
+تو کجایی؟
- تو نمیدونی ینی منم اسکی شهیرم؟
+کی ببینمت پس؟
-منو اسکل نکن خره
+ینی نمیخوای منو ببینی؟
- شمیم . تو داری دروغ میگی. تو کایسری هستی
+کجا ببینمت؟
-بهت زنگ میزنم بریم بار. مشروبی سیگاری چیزی
+بعدش کجا؟چیزی چیه؟
-چیه ؟ نیومده دختربازی خونت اومده پائین؟ پیدا میشه نترس. کایسری هستی بالاخره یا اسکی شهیر
+کایسری. حالا کی ببینمت؟ نگفتی؟
-واسه چی؟  من مث خواهرتم شمیم جونم
-برو یه جیگر تور کن! یه جیگر توپ کردنی
+جیگر فقط تویی
-ای خالی بند!  خودم واست جور میکنم یکی
+تورو میخوام
- من که نمیخوام کسیو جور کنم. گفتم بیا شهرما در و داف ریخته
+تو رو تور کنم بسه برام. میخوامت دیوونه
- چی میخوای؟ عجب حشری ایه ها. بابا آدم تو کون هرکسی که نمیکنه که. من دوستتم. دوس دخترت که نیستم
- برو جنده بکن از نظر من. اینجا یه دیسکو هس فقط جنده ها اونجان. یه دیسکو هم هس بیشتر دانشجوا هستن
+من تو عمرم جنده نکردم
-جنده ها رو تو آسانسور، دسشویی هرجا ببری بت میدن
+اگه قرار باشه جنده بکنم جق میزنم.
-وا ! جنده مگه چشه؟ به این خوشگلی . کاندوم بذار اگه میترسی. منم شاید تو امریکا اگه کار گیرم نیاد جنده بشم . اووووف. چقد ناز داری تو
+جوووون ! دوس دارم تو رو بکنم
-شمیم ! من قسم میخورم داری با چن نفر چت میکنی
+لیس بزنم
-اونی که میخواستی به اون بگی اشتباهی به من گفتی خره
-منم گوزمرگ شدم از خستگی
+من فقط تو رو میخوام
-ممنونم از اظهار لطفتون. تو چقد با محبتی آخه پسر
+جوووون. تو بغلم باشی محبتو می فهمی
-نگو این حرفا رو خندم میگیره
+کجات قلقلکیه
-مث اینکه راس راسی با منیا . اوه اوه حشرت زده در حد تیم ملی
+آره . الان تو اوجم
-ببین من یابو ام یهو دیدی جفتک انداختم
+جفتک به تخمم نزنی . بقیش حله
-خیلی خری . مردم از خنده. برم بخوابم دیگه.
+میخوامت
+ای بابا. من دارم یاسین میخونم واست؟ آدم حشرش میزنه بالا که به  پروپاچه هر خری نمیپیچه !
برم بخوابم. خستم
-باشه بابا. چرا عصبانی میشی؟ برو بخواب. ببخشید مزاحمت شدم
-خواهش میکنم
+خوب بخوابی
-مرسی. شب بخیر
+به امید دیدار
-برو بمیر 

۵ نظر:

  1. عجب مادر جنده خری بوده ها...
    الله اکبر

    پاسخ دادنحذف
  2. خوب نوشتی. چه خوبه در بیان نترس بودن. این همه تلاش برای سانسور و خط کشی ایا نشان از ترس نیست؟ و کاش روزی شعور جای سانسور رو می گرفت.

    پاسخ دادنحذف
  3. عجب حالی داشت این شمیم!
    حال منم بد شد!!!

    پاسخ دادنحذف
  4. یاد اسکی شهیر افتادم...
    چه روزای خوبی داشتم اونجا...

    پاسخ دادنحذف