دوستی داشتم که در کانادا زندگی می کرد، از طریق یکی از همین شبکه های اجتماعی در اینترنت، با پسری در ایران آشنا شد، بعد از دو سال ، تصمیم گرفت بیاید ایران و پسر را ملاقات کند. مدت زیادی تا اینکه رابطه آنها به ازدواج کشیده شد نگذشت. الان دوتا پسر دارند، و با کمال تعجب باید عرض کنم خوشحالند. پسردایی من هم که در امریکا زندگی می کرد، با دختری ایرانی ساکن نروژ از طریق اینتر نت آشنا شد و بعد از سه سال ازدواج کرد. البته از این اتفاق ها خیلی کم می افتد.
از نظر خیلی ها ، دنیای مجازی ، جان به جانش کنند، مجاز است. هرچقدر هم دو نفر به هم علاقمند شوند، هر چقدر هم نسبت به هم کشش داشته باشند، ته تهش ، هر دو گیج می شوند . نمیدانند تکلیفشان را با این رابطه ای که تا خرخره چپانده اند تویش چطور معلوم کنند. نه آغوشی در کار است، نه ولنتاینی، نه بوسه ای، نه حتی رستوران یا کافه ای در عصر دلگیر روزهای تعطیل. هیچ چی! تنها چیزی که در کار است یک مشت احساس است که قرار است بخاطر نبودن فاکتورهای دیگر ، روز به روز سرد تر شود. رابطه لانگ دیستنس از آن هم بد تر است، چرا که دیگر کوچکترین امیدی به اینکه این رابطه هم ممکن است کله اش را در دنیای حقیقی فرو کند هم وجود ندارد. طرفین کانفیوز می شوند. خودشان را هی کنار می کشند. تا احساس حماقت نکنند. احساس حماقت از بودن در کنار کسی که نیست، احساس حماقت از دوست داشتن یک مشت صفر و یک. حماقت از هر چیز مجازی ای که در آن رابطه مجازی وجود دارد. ترجیح می دهند تنها بمانند تا اینکه احساس حماقت کنند. ترجیح می دهند که با یک آدم حقیقی باشند، حتی اگر به اندازه آن دوست مجازیشان برایشان جذاب نباشد و دوستش نداشته باشند. ترجیح می دهند در واقعیت سیر کنند ، یک آدم واقعی را که هیچ احساسی به او ندارند، بردارند بیاورند خانه ، زیر و رویش کنند، دست آخر لباسش را پرت کنند رویش ، بگویند بپوش برو! تا اینکه یک آدم مجازی را دوست بدارند ، به هوایش بیایند در نت ، هر وقت او هم می آید، ضربان قلبشان بالا و پائین برود، اصلا" تاکیکاردی قلبی بگیرند، به هم انرژی بدهند، با هم دردهای دلشان را بازگو کنند، همدم تنهایی های هم بشوند، و یکدیگر را دوست بدارند. حداقل اینجوری کمتر نیازهایشان به رخشان کشیده می شود. کمتر احساس اندوه می کنند، از نبودن کسی که می خواهندش ولی دستشان به او نمی رسد که وقتی غمگین است سرش را بغل کنند بچسبانند به سینه شان . احساس می کنند، اینطوری در امان ترند.
جان؟ نظر خودم ؟ نظر من در عنوان این پست قید شده است.
با تشکر :)
آه آه نگو که دلم پره
پاسخ دادنحذف