۱۳۹۲ مرداد ۲۷, یکشنبه
زندگی بدون سکس
چند روز پیش در روزنامۀ نیویورک تایمز یک مقاله نوشته شده بود به نام "زندگی بدون سکس". نویسنده مقاله ادعا کرده بود که پانزده سال پیش تصمیم گرفته سکس را از زندگیش حذف کند و سعی کند انرژی خود را از طبیعت کسب کند. نیازهای جنسی اش را هم از طریق استمنا رفع کند. بعد یک سری کسشر نوشته بود در وصف جق زدن که چقدر بهتر از سکس واقعی است چون هیچ محدودیتی ندارد و تو میتوانی در هر موقعیتی با هر فانتزی ای با هر کسی که دلت میخواهد در تصوراتت باشی که همه اینها از دم بنظر من کسشر است و مثل این میماند که معشوقۀ خود را بگذاری کنار و یک گربۀ مُرده را بگایی. هنوز هم نویسندۀ آن مقاله را درک نمی کنم. شاید بخاطر این است که من زیادی از سکس لذت میبرم و جق زدن آنطور که دلم میخواهد من را راضی نمی کند. چند وقت پیش استادم خواست یک مقاله در مورد یک موضوع بی اهمیت بنویسیم و من از اهمیت سکس نوشتم. علت اینکه من اینقدر اینتِنسیو به این مسئله فکر میکنم فرهنگ کیری ای است که در آن بزرگ شده ام. فرهنگی که همیشه موقع دیدن فیلم، یک نفر ریموت را دستش میگرفت تا صحنه های بوس و بغل را مثل عقب مانده ها جلو بزند. فرهنگی که وقتی عروسی کردم، توی پاتختی همه بدنبالِ آمارِ پرده من بودند. فرهنگی که توی مدرسه همیشه به حریم خصوصی ما تجاوز میشد و کیفهایمان را میریختند وسط حیاط مدرسه و میگشتند تا مبادا یک فیلم یا موزیک غیر مجاز توی کیفمان باشد. فرهنگی که با شدت هر چیزی که مربوط به سکس است را به زور توی کمد میچپانند به امید اینکه فراموش شود یا ندیده گرفته شود. فرهنگی که بصورت فاکد آپی هیچ چیز را به رسمیت نمی شناسد بجز مذهب. البته علتش این است که مذهب هیچ چیز بغیر از خودش را به رسمیت نمی شناسد حالا میخواهد علم باشد یا عقل. فلسفه باشد یا منطق. البته شاید الان دیگر شرایط تغییر کرده باشد ولی اثرات مخربی که روی مغز من گذاشته دیگر هیچوقت خوب نمی شود. من در یک همچین فرهنگی بزرگ شده ام و حرفهای یک نویسنده ای که پانزده سال است با وجود میل جنسی اش سکس را از زندگی اش حذف کرده و خیلی هم راضی است را نمی فهمم. نمی فهمم چطور ممکن است خودت تنهایی در تصوراتت با مثلن جانی دپ بخوابی و خیلی بیشتر از اینکه در واقعیت با کسی که تمام بدنت را می پرستد ولی جانی دپ نیست، حال کنی. بهرحال نظر هر کسی هر چقدر هم کسشر باشد، محترم است.
چند وقت پیش یک نفر به من گفت عنوانهای سکسی ای که برای نوشته هایم گذاشته ام باعث جلب توجه پستهایم شده است. خب من دوست داشتم به این ناشناس محترم بگویم وقتی یک متنی در مورد "سکس مقعدی" است توقع دارد عنوانش را بگذارم "یک فنجان چای زیر باران"؟ مخصوصن مسئله سکس مقعدی را مطرح کردم چون ایشان دقیقن همین پست را مورد خطاب قرار داده بودند. بهرحال بد نیست بجای اینکه هر کداممان برای هم گشت ارشاد بشویم و بخواهیم همدیگر را ارشاد کنیم، به فکر ایرادهای خودمان باشیم. چون من شخصن خودم آنقدر ایراد از سر و کله ام می بارد که رویم نمی شود از کسی ایراد بگیرم. اگر هم در پست قبلی ام از آن خانم محترم انتقاد کردم فقط بخاطر این بود که خوار مرا گائیده بود و از آنجائیکه عادت ندارم با سلیطه ها در بیفتم، درددلم را در وبلاگ شخصی ام نوشتم. البته من آدم انتقاد پذیری هستم و از انتقادهای سازنده خیلی هم خوشم می آید. این همه اشکال تایپی و فاکد آپ هم بخاطر این است که این روزها با یک لپ تاب کاملن خارکسده و فضایی شامل یک توله سگ ِالاغ که همش از سر و کول آدم بالا میرود و بخاطر خوردن آشغال از روی زمین، زرت و زرت روی آدم تگری میزند و یک تلویزیونِ روشن که دخترم از وقتی مدرسه اش تعطیل شده تا حلق صدایش را بلند میکند ، مینویسم. امیداست پولی فراهم شود و لپ تابی بخرم که اینقدر سرعتش کیری نباشد که حداقل وقتی میخواهم یک پست بگذارم پنج ساعت منتظر نباشم چیزی که تایپ کرده ام روی صفحه بیاید و آنقدر عن و گوهم قاطی شود که همانطوری پستش کنم برود پی کارش!
عنوان این پست را هم به سلامتی ناشناس محترمی که در گوگل دنبال سکس مقعدی می گشتند و به وبلاگ من رسیده اند و از من انتقاد کرده اند که چرا عنوان های سکسی و اروتیک انتخاب می کنم را هم "زندگی بدون سکس" میگذارم.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
اصلا موافق نيستم چون شهوت يكي از غرايز انسان و نميشه غرايز خودمون رو نديده بگيريم و حذفش كنيم من خودم اگر هفته اي دو بار سكس نكنم از تعادل روحي و رواني خارج ميشم ولي بعد از سكس آرامشي بسيار دارم تازه از نظر علمي و خروج انرژي ذخيره شده در بدن براي بدن مفيد اين گفته من نيست گفته بسياري از متخصصين علوم پزشكي و هورموني.پس به زندگي برگرد كه بسيار زيباست و به نظر من سكس از قسمتهاي خوب زندگي كه بسيار لذت بخش
پاسخ دادنحذفدقیقاا یه روشه برای یه جور دیگه ای به سکس پرداختن. صحبت نهایتا اینه که هر چیزی از انسان دور باشه و هر قدر دور تر انسان براش یه دستگاه مذهبی برای توجیهش درست می کنه.
پاسخ دادنحذفmamnun az matlabetun, un ghesmatesh dar morede sazsur kardan va inke mellat az ham miporsa chandta parde zadi mano bord tu gozashteye daghunam tu iran va be ghole khodet asare manfi ke ru un vazizat ruye ma gozasht va hish vaght khub nemishe, movafagh bashid.
پاسخ دادنحذفو عیسی مسیح گفت: از در تنگ وارد شوید؛ به جای عنوان سکس مقعدی!
پاسخ دادنحذفسفر به خرم دره، بهشت آرزوها؛ به جای سکس واژنال!
آن راست قامت تاریخ؛ در خصوص کیر!
و در ادامه: ضربه های زندگی، کنش و واکنش، آتشفشان عواطف و احساسات؛ و ...
وقتی یک متنی در مورد "سکس مقعدی" است توقع دارد عنوانش را بگذارم "یک فنجان چای زیر باران"؟ :))) وااای خدایا مردم از خنده :)))) خوندن نوشته هات خوبه :)
پاسخ دادنحذف