دلم برای وحشی بازی تنگ شده است. دلم برای بلند کردن موزیک در ماشین و ویراژ دادن در اتوبان صیاد و نیایش ، و لایی کشیدن و کورس گذاشتن با پسرهایی که تا سقف ادعای دست فرمان می کنند ، بدجوری تنگ شده است. اینجا حتی اجازه نداریم 5 مایل بالاتر از سرعت مجاز رانندگی کنیم ، چرا که اگر تیکت بگیریم ، اولین چیزی که در خطر می افتد، سیتیزن شیپِ بینوایمان است. همین چند روز پیش بود که یکی از مراجعه کنندگانمان ، به همین علت دچار مشکل شده بود، و همش میگفت فقط پنج مایل بالاتر از حد مجاز رانندگی کردم و من با خودم فکر کردم " پس من چه غلطی کنم وقتی سرعت مجاز 35 مایل در ساعت است و من 80 مایل می روم. پیش خودم نفس راحتی کشیدم که تا بحال دم به تله نداده ام ولی خب به هرحال ، سرعت رفتن در اینجا چندان حالی ندارد ، چون هیچکس اینکاره نیست که تو را در چلنج بیاندازد و بیاید با تو کورس بگذارد و تو بتوانی کمی از وحشی گری هایی که در درونت غلیان کرده اند را اینگونه تخلیه کنی. خب من هیچوقت راه مناسبِ دیگری، بغیر از سرعت، برای تخلیۀ هیجاناتِ درونی ام پیدا نکرده ام. آمده ام اینجا، شده ام یک شهروندِ با ادب ، که تمامِ استاپ ساین ها را فول استاپ می کند، حتی اگر 2 نصفه شب باشد و پلیسی هم در کار نباشد. وقتی می گویم فول استاپ، یعنی واقعن "فول استاپ" ! نه حتی "رولینگ استاپ" !!
تصور کنید اینهمه فشار عصبی برای محترم شمردنِ قانون، چه تاثیرات مخربی روی روح و روان آدم می گذارد. نتیجه اش این است که آدم وقتی می بیند هندی ها همان فرهنگ تخمی رانندگی خودشان را اینجا هم پیاده می کنند، شروع می کند به فحش دادن به هرچه هندی است و یکهو به خودش می آید می بیند شده است یک ریسیست (نژادپرست) تمام عیار !
اینجا تمام ایرانی ها از هندی ها حالشان بهم می خورد. علتش مطمئنن به این ضرب المثل که می گویند مهمان از مهمان بدش می آید ربطی ندارد ها ! علتش این است که ایرانی های بدبخت ، کون خودشان را پاره کرده اند که طبقِ فرهنگ اینجا رانندگی کنند ، ولی این هندی ها کونِ همه را پاره کرده اند که همان فرهنگ کثافت خودشان را اینجا پیاده کنند. با همان جوراب های کلفتشان ، دمپایی لا انگشتی پایشان می کنند و در برف و سرما راه می افتند در خیابان ، و مثل گاو از فرعی حمله می کنند به خیابان اصلی. آنوقت ما در حسرتِ یک مقدار وحشی بازی داریم پر پر می زنیم. بعد می گویند چرا هر کسی پایش را می گذارد در امریکا، نژاد پرست می شود. سئوال من این است که اینهمه گاندی و کریشینا مورتی و بودا ، در این کشور ، چطور نتوانسته اند درست و حسابی اینها را ادب کنند. خب هر چقدر که کوروش و زرتشت توانستند در امر تربیت ایرانی ها موفق عمل کنند ، آنها هم می توانند ! پس حسابی با ایشان نداریم ولی همچنان از بویشان و لباس پوشیدنشان و رانندگیشان حالم بهم می خورد و وقتی از کنارشان رد می شوم ، در دلم به آنها می گویم " گو بَک تو یور فاکینگ کانتری" ولی چون دوست ندارم یک نفر ، همین را به خودم بگوید، بنابراین دهنم را می بندم و فقط به در دل گفتن ، اکتفا می کنم .
نمی تونی این رو به همه تعمیم بدی! من هندی هایی رو می شناسم که هم خیلی با کلاسن و هم خیلی خوب رانندگی می کنن.
پاسخ دادنحذفهندی ها کلا اضافی ان.. بعد فکر کن میون یه مشت هندی زندگی کنی و تو دانش گه اینا مجبور باشی درس بخونی.... به زعم بنده هیتلر باید قبل یهودیا این موجودات رو میکشت...نژاد پرستم دیگه چیکار کنم :))
پاسخ دادنحذف