۱۳۹۱ آذر ۲۱, سه‌شنبه

بی تخم

 هر مادر و پدری برای به کرسی نشاندن قدرت دیکتاتوریشان  یک روشی دارند ، بعضی به تشویق متوسل می شوند ، برخی با تهدید. اما مهم این است که همۀ این روشها نتیجتا" می خواهند آدم را به اطاعت از یک سری اصولی که برای یک موجودی غیر از خودِ آدم پذیرفته شده ، مجبور کنند. پدر و مادر من هم برای وادار کردنِ ما به اطاعت از اصول تخمی ای که فقط برای خودشان ارزشمند بوده از یک دیکتاتوری زیرپوستیِ استفاده کردند که به آن میشود گفت روش "هندوانه زیر بغل گذاشتن". همیشه تا یک رفتار غیر قابل قبولی از هر کداممان سر میزد، شروع می کردند  به تعریف کردن . مثل " من به تو اعتماد دارم و همۀ دوستها و فامیل روی اسم تو قسم میخورند. و نجابت تو آوازه خاص و عام است" ، و از همین کسشر ها. یک اتمسفری ایجاد می کنند که دیگر تخم نکنی قصر کاغذی آرزوهایشان را خراب کنی. و آنها را با آوارِ حقیقت روبرو نمایی. راستش را بخواهید این روش اتفاقا" از نظر من خیلی ظالمانه عمل می کند. مجبور می شوی مثل من ، بجای اینکه با دوست پسرت همخانه شوی تا اقلن مخارجتان نصف شود، از ترس ویران شدن کاخ آمال و آرزوهای مادرو پدرت مثل خر کار کنی و از صبح تا شب نان استاپ کون وارو بدهی که فقط اجاره خانه و مایحتاج زندگی ات را تامین کنی بخاطر خانه ای که از صبح تا شب خالی افتاده. 
من ترسو ام ، تخمش را ندارم . چوب همین ترسو بودنم را هم مثل سگ خورده ام. نتیجه اش این است که دوست پسرم می رود با یک نفر دیگر آپارتمان اجاره می کند و این وسط سر همه از دم ، بی کلاه می ماند. ازآن مادروپدری که فکر میکنند که  دخترشان هیچوقت از این کارهای بی ناموسی مرتکب نمی شود گرفته ، تا خودم که باید تک و تنها اینهمه پول بی زبان را برای اجاره خانه بدهم ، و دوست پسرم که باید برود با یک سیبیل ، همخانه شود و بابت خانه ای که درش ساکن نیست ، اجاره خانه بدهد فقط بخاطر اینکه هر کسی از او پرسید کجا زندگی می کنی ، بگوید فلان جا، و دهن ایرانی های این دورو بر که اتفاقن به طرز وحشتناکی خبر بِیَر ایران هستند، بسته شود . فقط بخاطر اینکه یک دوست دختر ترسو دارد که تخمش را  ندارد بزند کعبۀ آمال و آرزوهای مادر و پدرش در آن سر دنیا را خراب کند و بنشیند روی خرابه هایش بقیۀ حالش را بکند. 


۵ نظر:

  1. سیگارم داشت تموم میشد،داخل ریدر سرج کردم"سیگار"!!!
    جن تا پیج اورد،اینو زدم!
    الان که پست ها رو میخونم میبینم چقد اشنا مینویسی!!!

    پاسخ دادنحذف
  2. وحشی ه من...............

    پاسخ دادنحذف
  3. دیکتاتوری بده اما کسانی که به افکار دیکتاتورها بها میدن چی؟

    پاسخ دادنحذف
  4. چه چیزی لازم است تا در این سیاره
    بتوان در آرامش با یکدیگر عشق بازی کرد؟
    هر کسی زیر ملافه هایت را میگردد
    هر کسی در عشق تو دخالت می کند
    چیزهای وحشتناکی می گویند
    در باره ی مرد و زنی که
    بعد از آن همه با هم گردیدن
    همه جور عذاب وجدان
    به کاری شگفت دست می زنند
    با هم در تختی دراز می کشند

    از خودم می پرسم
    آیا قورباغه ها هم چنین مخفی کارند
    یا هر گاه که بخواهند عطسه می زنند
    آیا در گوش یکدیگر
    در مرداب
    از قورباغه های حرامزاده می گویند
    و یا از شادی زندگی دوزیستی شان

    از خودم می پرسم
    آیا پرندگان
    پرندگان دشمن را
    انگشت نما می کنند؟

    آیا گاو های نر
    پیش از آنکه در دیدرس همه
    با ماده گاوی بیرون روند
    با گوساله هاشان می نشینند و غیبت می کنند؟

    جاده ها هم چشم دارند
    پارک ها پلیس
    هتل ها، میهمانانشان را برانداز می کنند
    پنجره ها نام ها را نام می برند
    توپ و جوخه ی سربازان در کارند
    با مأموریتی برای پایان دادن به عشق
    گوشها و آرواره ها همه در کارند
    تا آنکه مرد و معشوقش
    ناگزیر بر روی دوچرخه ای
    شتابزده
    به لحظه ی اوج جاری شوند.

    پابلو نرودا
    ترجمه : روشنک بی گناه
    صداقت نوشته های این بلاگ رو دوست دارم
    کاش ادرس میلی داش که وقتی از ریدر میخونم برای جواب دادنش مجبور نشم برم سراغ vpn تا ازش تشکر کنم

    پاسخ دادنحذف