۱۳۹۱ تیر ۱, پنجشنبه

سیندرلا

هوا که رو به گرمی میرفت ، بابا آچار پیچ گوشتیشو میگرفت دستش و میرفت تو پشت بوم تا پوشالای کولرو عوض کنه و کولر رو راه بندازه. هیچوقت یادم نمی ره . تمام خوشحالی من به اون بوی دوست داشتنیِ خاک خیس خورده ای بود که همون اول از توی کولر، اومدنِ تابستونو داد میزد. تابستون بود و آب بازی و دوچرخه سواری و یخمک خریدن از محسن آقای سرکوچه. تابستون بود و نمایش اجراکردنهای توی حیاط !  یادمه ، توی حیاط رو پر میکردیم از صندلی و بچه های کوچه رو دعوت میکردیم به دیدن نمایش ، و بعد ، خودمون توی تراس براشون نمایش اجرا میکردیم . من و چند تا از دوستا و بچه های فامیلمون. بعضیامونم کار خدمات پشت صحنه رو بعهده میگرفتن. مثلا" داداشم مسئول انتظامات بود، تا تماشاچیا نظم سالن رو به هم نریزن. دخترخاله ام هم مسئول موزیک ! مامانم کاری به کارمون نداشت . طفلکی هیچی نمی گفت از اینکه هفته ای دو تا سس کچاب، بعنوان خون روی سر و صورتمون میمالیدیم. یادمه یه بار میخواستیم نمایش سیندرلا رو اجرا کنیم . دوست داشتم خودم نقش سیندرلا رو بازی کنم و کیوان، یکی از پسرای محل  که ازش خوشم میومد،  هم نقش پسر شاهزاده . رفتم ازش خواهش کردم بیاد نقش پسر شاهزاده رو بازی کنه ، اما اون قبول نکرد. خجالتی بود ، دوست نداشت جلوی همه نقش بازی کنه. از اجرای نقش سیندرلا منصرف شدم . مجبور شدم نقش پسر شاهزاده رو هم بدم به پسرداییم ، بابک !
سیندرلاها همیشه ، به پسرشاهزاده نمی رسن . یعنی تو دنیای واقعی ، پری مهربونی وجود نداره که چوب جادوییشو بچرخونه و با یه "بیبیدی بابیدی بو" شرایط رو برای رسیدن به مرد رویاهات بهت بده و مرد رویاهات هم ازت خوشش بیاد و بخواد تا آخر عمر به پات بمونه . واقعیت هیچیش شبیه کارتونایی که میدیدیم و نمایش هایی که اجرا میکردیم نبود. واقعیت اینه که الان من در خونه ای زندگی می کنم که کولری نداره که با نسیم خنکش تابستونای کودکیم رو مزه مزه کنم، و بابک ، که نقش پسر شاهزاده رو اجرا کرد، عمل سکس چنج کرده والان به شوهرداری مشغوله . واقعیت اینه که  کیوان ، همونی که دوست داشتم پسر شاهزاده ام باشه  دیگه هیچ اثری از اون پسر باشخصیت و آروم و خجالتی و خوش تیپ  نداره.
 به هر حال ، درون هر مردی ، یک پسر شاهزاده نهفته اس که زمان نوجوونیش ، یک سیندرلا رو شیفتۀ خودش کرده بوده. حتی اگر الان با یک دخترِ چاق و چلۀ فیلیپینی زندگی کنه !

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر