درست چند سال پیش همینموقع بود که من برای کاری به یک سفر چند روزه رفته بودم و روی پیشخوان رزروشن هتل روزنامه ای گذاشته شده بود که عکس یک دختر در حال جان دادن توجهم را جلب کرد. عکسی که احتمالا" همۀ شما دیده اید. دقت کردم دیدم اسمش ایرانی است : ندا آقاسلطان . حالم بد شد ، و چون در بهبهۀ شلوغیهای پس از انتخابات بود، فهمیدم کار دارد به جاهای باریک میرسد. همسفرهای من گفتند : تمام شد . دیگر ملت دست از سر کچل اینها بر نمی دارند ولی هرچه کشته شده ها بیشترشد و قتلهای بیشتری توسط دولت در سرکوبی معترضین به تقلب دیکتاتورگونۀ جمهوری اسلامی صورت گرفت، هرچه با ماشین حمله کردند و مردم را زیر گرفتند ، و بلاهایی که بر سر زندانیان در کهریزک آوردند بیشتر شد، مردم ساکت تر شدند. حالا دیگر چه با تقلب ، چه بی تقلب ، دورۀ ریاست جمهوری رو به اتمام است . ولی مرگ ندا و امثال او فقط به جهانیان ثابت کرد، یک مملکت اسلامی هیچوقت نمی تواند بنیان جمهوری را تشکیل دهد. اصلا" ریپابلیک و ایسلامیک با هم جور در نمی آیند. همین باعث شد سایر کشورهای اسلامی گول همچین کسشرهایی را نخورند و مملکت را به هوای جمهوریخواهی به دست آقایان علما که تنها سوادشان در حد نحوۀ وضو گرفتن و غسل کردن پس از مجامعت می باشد ، نسپرند. تاریخ بشریت به وضوح دید که ملتی که هم خر را بخواهد هم خرما ، به هیچکدام نمی رسد .
می خوام بدونی یکی هست که همیشه تک تک پستهات رو میخونه. عاشق افکار و ایده هاته، عاشق سبک نوشتنته. همین.
پاسخ دادنحذفممنونم امیر عزیز ! واقعن دلگرمی دادی بهم :)
پاسخ دادنحذف