۱۳۹۱ اردیبهشت ۸, جمعه

با قلبی شکسته و دلی مملو از درد مراتب انزجار خود را اعلام می دارم

از این خفقان متنفرم .از هر چیزی و هر کسی که فکر می کند زنی که طلاق گرفته ، سزاوار این است که رو به قبله دراز بکشد و منتظر مرگ شود ، متنفرم. از اینکه راه بروم در بین آدمهایی که میخواهند زنده بودنم را انکار کنند متنفرم. از اینکه همه خوشحال شوند که من همۀ نیازها و آرزوهایم را دفن می کنم ، سرم را می اندازم پائین ، راستِ کارم را می گیرم و می روم سر کار ، لقمه ای نان در بیاورم بگذارم جلوی فرزندم ، بخورد و ما بقی لحظات را هم به یُمن داشتن یک فرزند ، همۀ دعوتها و میهمانی ها و گردهمایی های دوستانه را رد می کنم و می نشینم در خانه و از همۀ تفریحات چشم پوشی می کنم ، متنفرم . از اینکه به مبارکی و میمنت یک جدایی، کسی حق زندگانی برایم قائل نمی شود ، و همه فقط و فقط توقع دارند که من همان زنده مانی را در پیش بگیرم تا روز مرگم هم بسلامتی سر برسد، و نفس راحتی بکشند ، متنفرم. از اینکه نزدیک ترین کسانم هم حتی این فکر به ذهنشان نمی رسد که همانطور که خودشان به محبت و یک آغوش پرمهر و امن نیازمندند ،  ممکن است من هم انسانی باشم مثل آنها با همان نیازها، متنفرم ! 

۴ نظر:

  1. عزیزم درکت میکنم صبر صبر صبر
    همه چی درست میشه
    نتونستم برای این پستت اینجا کامنت نذارم
    با اینکه در کنارت نیستم اما به یادت هستم

    پاسخ دادنحذف
  2. نع! قبول ندارم!
    می دانی واقعیت این پست چیز دیگری ست! عنوان اینست: با دلی آرام و قلبی مطمئن! مراتب ترحم خود را اعلام می دارم. دلم می سوزد برای شما که یک عمر با نفرت زندگی می کنید ولی خایه نمی کنید حتی در تنهایی تان به رهایی فکر کنید. دلم برایتان می سوزد که زن بودن را هر روز در آشپزخانه هایتان و رختخواب های بی عشقتان می فرسایید و بچه های بیچاره تان را زجر کش می کنید که "به خاطر تو زندگی کردم". چقدر دلم برایتان می سوزد که تحمل اینکه ببینید هنوز به زن بودنم و انسان بودنم اهمیت می دهم را ندارید. و یک عالمه دلم برایتان می سوزد دیگر!! که خودت بهتر می دانی و من نمی دانم. تو هم انسانی هستی با همان نیاز ها . فقط تو جرات تصمیم و انتخاب داری و آنها نه و این آنها را می کشد!

    پاسخ دادنحذف