سلیمه یک بیوه افغانی بود که اکثر مردا و پسرای ایرانی این دور و بر ترتیبشو داده بودن. هرکی یه جوری در موردش حرف میزد. یکی می گفت جنده اس، یکی میگفت عشق کیره، بعضیا هم که آدمای مدرن تری بودن میگفتن خیلی حشریه. مردا هم میگفتن مثل مرغ کُرچ می مونه. دستتو بذاری روش، لنگاشو هوا می کنه. لازم نیست نازشو بکشی. کنجکاو شده بودم ببینم چجوریه. تا اینکه یه روز توی یک مهمونی دیدمش و با کمال تعجب هیچ نشونه ای از تمایل جنسی بالا توی چشماش ، نگاهش، قیافه اش، و حتی حرکاتش ندیدم. برعکس چشماش بی اعتماد بنفس و غمگین بود. به زنای دیگه با حسرت نگاه می کرد. ساکت بود. خیلی آداب معاشرتش قوی نبود. هر کی راس می کرد می بردش تو توالت. کل پکیجی که می دیدم اصلن با تعاریفی که ازش شنیده بودم جور در نمیومد. بعدن فهمیدم توی افغانستان از یازده سالگی توی کوچه پس کوچه ها مورد تجاوز قرار می گرفت. انقدر هر کس و ناکسی واسه خالی کردن آب کمرش تحقیرش کرده بود که دیگه اعتماد بنفس و جرات نه گفتن رو از دست داده بود. شایدم سعی می کرد حالا که سوراخش هدف حضرت آقا شده ، حداقل سعی کنه حالشو ببره ، یا وانمود کنه که حال می کنه که بهتر به اون مرد حال داده باشه. رنج عمیقی در زندگی کسایی هست که حال دادن میشه وظیفه شون. حالا اون فرد می خواد شوهر آدم باشه، میخاد جانی دپ باشه ، یا هر کس دیگه.
وقتی تمام خاطرات و اتفاقات کودکی تمام نوجوانی ، جوانی میانسالی و کهنسالیت را احاطه میکند و تمام زندگی ات از حیث اتفاقی در کودکی به قهقرا کشانده می شود و دردناکتر قضاوت اطرافیان است بدون آنکه چیزی از پیشینه ات بدانند برچسبت میزنند و بس. (متنت به سان همیشه متفاوت و زیبا)
پاسخ دادنحذفوقتی تمام خاطرات و اتفاقات کودکی تمام نوجوانی ، جوانی میانسالی و کهنسالیت را احاطه میکند و تمام زندگی ات از حیث اتفاقی در کودکی به قهقرا کشانده می شود و دردناکتر قضاوت اطرافیان است بدون آنکه چیزی از پیشینه ات بدانند برچسبت میزنند و بس. (متنت به سان همیشه متفاوت و زیبا)
پاسخ دادنحذفناراحت می شم یه همچین چیزایی رو میفهمم. چرا آدما باید انقدر دیوث و حرومزاده باشن که با یه نفر اینجوری رفتار کنن؟ چرا هیچ کس به سلیمه و امثال اون هیچ کمکی نمیکنه؟ چرا باید همه ذهن و روح یک نفر به خاطر ارضای شهوت یه عده دیگه اینجوری نابود بشه؟ دارم غرغر های آرمانگرایانه میکنم ولی اینا واقعا برام سواله.
پاسخ دادنحذفباهات موافقم ناشناس . ولی وظیفه خود سلیمه ها چیه ؟ بقول نویسنده حال دادن ؟ غیر اون کاری ازشون ساخته نیست ؟
حذفاگه خودشان بخواهند و از این کار لذت ببرند، چه؟ چرا ما به این باور نمی رسیم که زنان هم از رابطه جنسی مثل مردان لذت میبرند. زنان ایرانی خوش دارند که تظاهر کنند در حق مردان لطف میکنند و این کار را از سر لذت انجام نمیدهند. در حالی که زن اروپایی وقتی رابطه دارد از لحظه لحظه آن لذت میبرد و لذت هم میدهد. برای مثال کلیپ های آماتوری خانگی ایرانیان را با سایر کلیپ های آماتوری خانگی مقایسه کنید، از اول تا آخر دختر داره نق میزنه: نه نکن، این دفعه نه، آخ دربیار، بسه، خلاصه در این تاتر بازی کردن "من دارم بهت لطف میکنم " آنقدر افراط میکنند که سکس را به خودشان و مرد زهرمار میکنند. درحالی که دختر اروپایی در کلیپ آماتوری مشابه، نشان میدهد دارد لذت میبرد وطبعتا" لذت هم میدهد. تکلیف زن غربی با خودش و سکس روشنه. برخلاف زن شرقی که دایما" درحال تظاهر و نقش بازی کردن است. البته اضافه کنم که نوشته من تجاوز را که مقوله جدایی است را در بر نمی گیرد.
حذفاگه درست نگاه کنیم نه! هیچ کاری ازشون ساخته نیست. کسی که از یازده سالگی تحت فشار و استرس و هزار تا کوفت و زهرمار دیگه بهش تلقین شده که فقط نقش سوراخو داره دیگه کاری از دستش بر نمیاد.تحقیر و ترس ردشونو تو روح و روان فرد میذارن و طرف تو یه چرخه ی وحشتناک میافته که هر چی میگذره تخریب روحیش تشدید میشه.
حذفمن به طور کلی تفاوت سکس در زن غربی و زن شرقی ( ایرانی) را از دید خودم بیان کردم و در انتها اضافه کردم که نوشته ام مورد تجاوز را در بر نمی گیرد. مورد نظرم ، نه سلیمه احتمالا" خیالی نویسنده بود ، و نه سلیمه های حقیقی در دنیای واقعی ، که متاسفانه و بصورت دردناکی قربانی هستند.
حذف