عبدالحسين زرين کوب در کتاب دو قرن سکوت مي نويسد: فاتحان، گريختکان را پي گرفتند؛ کشتار بيشمار و تاراج گيري باندازه اي بود که تنها سيصد هزار زن و دختر به بند کشيده شدند.شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتري زر و سيم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهاي برده فروشي اسلامي به فروش رسيدند ؛ با زنان در بند به نوبت تجاوز می کردند و برای فرزندان، پدران ناشناخته بسيار بر جاي نهادند.
اسلام ، عرب را که پست ترین و پراکنده ترین مردم بود به سوی رفعت و وحدت کشانید. یزدگرد رستم فرخ زاد را از خراسان خواست تا اعراب را که به ایران حمله کرده بودند، درسی عبرت آموز دهد.اعراب که پیش از این بندگان ایران زمین بودند از جنگ ترس داشتند ، اما دستبرد های آنان از ایران و آشفته بودن اوضاع ایران که هر چند گاه سرداری شورش میکرد. اعراب را گستاخ تر می کرد.
رستم پس از مذاکره با اعراب دریافت که این قوم ساده دل بر ایرانیان آشفته حال دست خواهند یافت. در نبرد قادسیه، نبردی که در آن ایرانیان به سرو وضع اعراب میخندیدند، طوفانی به هوا خاست و شن در چشم سپاهیان ایران کرد و اعراب از این موقعیت استفاده کردند و رستم کشته شد و سپاه پراکنده شد.
اعراب با ورود به کسری و غنایم آن شروع به غارت کردند . گویند فرق بین نمک و کافور راهم نمی دانستند حتی بعضی فکر میکردند که نقره از طلا با ارزش تر است. گفته اند عربی یاقوتی به هزار دینار فروخت گفتند چرا ارزان فروختی گفت از هزار بیشتر اگر میدانستم همان می گفتم. یا فرش مهستان را به مدینه فرستادند و از بزرگی فرش در مدینه مکانی یافت نشد که فرش را در آنجا بیندازند و در آخر فرش را پاره پاره کردند و بین سران قوم تقسیم کردند. گویند قسمتی را بیست هزار دینار فروختند.
گویند اعراب به عمر نامه نوشتند که با کتاب های کتابخانه ها چه کنیم عمر گفت: آن ها را به آب افکن که اگر آنچه در آن کتابها هست سبب راهنمایی است خداوند برای ما قرآن فرستاده است که از آنها راه نماینده تر است و اگر در آن کتاب ها جز مایه گمراهی نیست ،خداوند ما را از شر آنها در امان داشته است.از این سبب کتاب ها در آب یا اتش افکندند.
در آخرین جنگ دولت ساسانی ، یعنی جنگ نهاوند از سر تا سر ایران سپاه به نهاوند آمد و هر روز بیشتر میشدند و سپاهیان اعراب که صف آرایی کرده بودند می دیدند که جنگی در نمی گیرد و تعداد ایرانیان با گذشت هر روز بیشتر میشود این شد که حیله ای ساختند تا سپاه ایران را از استحکامات خود بیرون بیاورند.به دروغ گفتند که خلیفه مرده است و ما بر میگردیم سپاه ایران هم برای تعقیب و کشتن اعراب بیرون آمد و در دام اعراب افتادند.با شکست در نهاوند ایران به دست اعراب افتاد.
لشکر اعراب در شهرها به قتل و غارت پرداختند و آناني را که از پذيرفتن اسلام خود داري کرده بودند گردن زدند. پس به زور شمشیر ، هر کس که به دین آنها نبود را به دین خود آوردند و هر کس که امتناع کرد را گردن زدند، و زنهای ایرانی را از خود چنان باردار کردند که زن باروری نبود که فرزند عربی در شکم نداشته باشد. و چنین شد که ما از قومی پدید آمدیم که دخترکان نوجوان و پسرکان خود را بخاطر یک اشتباه ، یک حادثه ، و یک اتفاق به دار می افکنیم و خود جوی خون راه می اندازیم در خفا از خون بی گناهانی که عقیده مذهبی یا سیاسی متفاوتی از ما دارند. به راستی که ما نوادگان همان الاغ های کیر درازیم.
آیندگان چه تاریخی بنگارند از امروز ما !
اگر این اتفاقات تاریخی با این وحشی گری نیز انجام شده باشد، بوی نژادپرستی ای که از نوشته شما به مشام می رسد قابل توجیه نیست.
پاسخ دادنحذفبنظرم دلایلی که برای شکست ایران مقابل عرب میارند مثلا طوفان شن برخاست و ... خیلی مسخره میاد باید دلایل واقعی شکست رو جستجو کرد آره علی راست میگه همه ما ایرانیان نگاه نژادپرستانه ای نسبت به اعراب داریم شاید به خاطر ضربات مهلکی که ازونا دریافت کردیم و شاید ...
پاسخ دادنحذفبه همین دلیل ما از نابود کردن آخوندها عاجزیم .آیندگان بدتر از این به تاریخ ما نگاه خواهند کرد چون ورود اسلام به ایران بهرحال جنگ خارجی و اشغال آن سرزمین به ضرب شمشیر بوده .ولی انقلاب ایران از سینه تک تک ما ایرانیان بیرون آمده و هنوز هم می آید وما به همین دلیل از نابود کردن آخوندها عاجزیم .
پاسخ دادنحذفمن نظرم اینه که توی کل تاریخ ما ایرانی ها هیچوقت هیچ چیز نبودیم جز بادکنکی که با هوا پر شده
پاسخ دادنحذفمن خودم از اعراب متنفرم ،ولی ما قبل از اعراب هم هیچی نبودیم ،تارخ روم و یونان و دست اورد های علمی فلسفیشونو ببین،ما چیزی نداشتیم،حتی معماریه تخت جمشید هم آشوری و هندیه،توی جنگ هم حلوا پخش نمی کنن،اسلام دین خیلی تخمیه قبول دارم ولی کل دینا همشون همونن که هستن (گه )
به هر حال من از بابت مطالبت خیلی سپاسگزارم