روز جهانی زن را باید تبریک بگویم یا تسلیت؟ اینکه همیشه در دنیا روز جهانی زن وجود داشته ولی هیچوقت روز جهانی مرد وجود نداشته برای من جای سئوال است. حالا که نصف بیشتر دنیا به این امر واقف شده اند که زن و مرد ، علیرغم تفاوتهای جسمی و فیزیولوژیکی ای که دارند، هر دو انسانهایی محسوب می شوند با ارزش یکسان ، دیگر آنقدر مطرح شده که صحبت کردنش بچه گانه محسوب می شود.
یک زمان ، سفید پوستها فکر می کردند چون خودشان صاحب تکنولوژی هستند و بقیه نه ، هر کسی که رنگ پوستش سفید نباشد ، از فهم و شعور و اندیشه کمتری برخوردار است و باید تمام عمرش بردگیِ سفیدهای فاشیست را بکند. نتیجه ، بعد از اینهمه سال حقارت سیاهان و تجاوز به دختران و زنانشان و به کار کشیدنشان چه شد؟ اینکه یک روز علم کثافتشان پیشرفت کرد و آمدند آناتومی بدن سیاه ها و سفیدها را مقایسه کردند و دیدند که هیچ فرقی بین آنها از لحاظ هوش و شعور وجود ندارد. بعد گفتند اشتباه کردیم و گُه خوردیم و برده داری را از بین بردند، نتیجه اش این شد که الان سیاهها قشر خلافکار امریکا را در بر گرفته اند و بیشترشان معتقدند حالا که این سفیدها تعداد زیادی از دختران و زنهای آنها را کرده اند ، آنها هم باید با استفاده از آلت بزرگشان ، این زنهای سفید را جذب کنند و تا می توانند در طول زندگیشان زنهای آنها را بگایند. چیزی که از برده داری و فاشیسمِ آنزمان باقی مانده ، عقده و خشم و یک سری خلافکار است که عزمشان را جزم کرده اند که خار آنها را بگایند . امریکایی ها کور خوانده اند که فکر کرده اند باز هم با یک "آی اَم ساری" میتوانند همه چیز را ختم به خیر کنند. حالا چوبش را هم دارند می خورند. به جهنم ! همۀ اینها را گفتم که برگردم سر حقوق زن ها در کشورهای خاور میانه مثل ایران. یک روزی آدمهای احمق فکر می کردند چون زن از لحاظ جسمی با مرد تفاوت دارد ، پس باید مثل برده زندگی کند و هر چقدر هم حق و حقوقش پایمال شد صدایش در نیاید. چون زورش کمتر بود و کتک می خورد و هیچ شیر پاک خورده ای هم نبود ازش دفاع کند. حالا علمِ لعنتی پیشرفت کرده ، و همه دوزاریشان افتاد که زن و مرد فرقهای فیزیولوژیکی دارند ولی تفاوتی از لحاظ سطح شعور ندارند. با این وجود، هنوز با زن مثل برده رفتار می شود. هنوز باید برای گرفتن یک پاسپورت ، اجازه نامه همسر یا پدر داشته باشد. هنوز شوهرش می تواند چند تا زن بگیرد و او چنین حقی ندارد. و هزاران هنوزِ دیگر ! با اینکه الان دیگر خیلی دیر است که بشود از پسِ حقارتی که چندین و چند نسل به این قشر جامعه که اتفاقن مادرهایی شده اند که همه بچه هایی با عقده حقارت تحویل جامعه داده اند ، برآمد و با یک "متاسفیم و گوه خوردیم" قال قضیه را کَند، ولی این کشورهای خاورمیانه و جهان سومی دست از سر کچلِ این اعتقادات کیری شان بر نمی دارند و علم را هم زیر پا گذاشته اند و گویا واقعن باورشان شده که جنس مذکر جنس اول است. نتیجه اش همین است که زن هایشان تمام فکر و ذکرشان این شده که کون و لب و گونۀ سیلیکونی برای خودشان بگذارند فقط برای اینکه مردهای بیشتری نگاهشان کنند. یا بعبارتی هرچه داف تر ، پیروز تر !
یک روزی سفید پوستها آمدند از بیسوادی و عدم اتحاد سیاهپوستها سوء استفاده کردند ، که البته گذشت آن دوره. حالا مردها از حقارتی که خودشان به زنها داده اند سود می برند و استفاده می کنند. زنهای سیلیکونیِ بدون عیب و نقص ، که حاضرند حتی اگر آن آقا، زن و بچه داشته باشند، باز هم زنشان بشوند و زندگی زن اول را به فاک بدهند. اینها فقط زائیده حقارت زن است. زنی که فکر می کند اگر داف نشود ، قابل توجه نیست و فاقد ارزش خواهد بود.
زنها هم اگر نشسته اند که آقایانی که دارند این وسط از آب گل آلود ، تا خرخره ماهی میگیرند ، دو دستی حق و حقوثشان را بهشان بدهند، کور خوانده اند. تا روزی که خودشان ، هنوز خودشان را پیدا نکرده اند، هیچ قانونی نمی تواند به آنها کمک کند. دیگر چه رسد به اینکه در مملکتی زندگی کنند که از گاو هم حق و حقوقشان کمتر باشد.
روز زن مبارک ._باید یه چیزی میگفتم دیگه :)
پاسخ دادنحذف