۱۳۹۱ مرداد ۱۷, سه‌شنبه

در آغوش یک زن

دارم عمیقا" به این فکر می کنم که لز بشوم . از کسکش بازی های مردها خسته شده ام . از اینکه آدم را به مانند یک سوراخ متحرک می بینند، عوقم می گیرد. احساس می کنم حتی خیلی بهتر می توانم یک زن را ارضا کنم ، تا یک مرد زیاده خواهِ سرشار از فانتزی های بی سر و ته ! از لمس کردن سینۀ زن ها حس خوبی بهم دست می دهد. از احساساتی شدنشان موقع سکس ، به هوا می روم. می توانم یک زن را ، وقتی جلویم لخت می شود تا خرخره مزه مزه کنم و لذت هم ببرم ، اصلن هم چندشم نشود. حداقلش این است که زن ها نمی نشینند بعد از سکس ، پشت سر طرف صفحه بگذارند پیش دوستانشان ، که هرچه زیر لباس ، دیده اند را تعریف کنند . لز بودن شرف دارد به با مرد بودن ، که الان همه بیشتر به نامرد میزنند و من ترجیح میدهم برای یک زن ، مرد باشم در رختخواب و از نوک پایش (چون فوت فتیش هستم) تا سر را آنقدر با ولع بخورم که هیچ نامردی ، از پسش بر نیاید ، مخصوصن مردهای وسواسی که واقعن هم در رختخواب، مزخرف هستند ! 
خلاصه امروز اولین اقدام خود را انجام دادم و بطور ناخودآگاه ، سینه های یکی را گرفتم در دستانم و ناگهان احساس کردم عضلۀ پشت کتفم شروع به لرزیدن کرد ، بزاق در دهانم جمع شد و اگر مکان مناسبی بود ، تا آخرش را می رفتم. بهرحال ، دارم به این فکر می کنم که واقعا" از مردها کنار بکشم و یک پارتنر زن برای خودم پیدا کنم . امتحانش ضرری ندارد. باید تجربه اش کنم . کسی چه می داند ؟ شاید معرفت زنها بیشتر از مردها از آب درآمد . 

۱ نظر: