غُرغُر کردن برای من یک جور خودارضایی محسوب می شود (مطمئن نیستم غرغر را با غین مینویسند یا با قاف ) و همیشه از اینکه از زمین و زمان طلبکار بوده ام که گویا ارث پدری ام را بالا کشیده اند و من را تنها و بی کس ( به فتح کاف) پرت کرده اند در کشور غریب و از همۀ عزیزانم دورم کرده اند، لذت برده ام. علی الحساب، گور بابای زمین و زمان، من خودم از آدمهای غرغرو خوشم می آید ، چون اصولا" نقش اساسی در بالابردن تحمل بقیه آدم ها دارند. البته کاش امورات آدم با همین غرغرها می گذشت، ولی هرچقدر هم بنشینیم غرغر کنیم که چرا فلان دیپلمات ، انگشت در ماتحت دختربچه های فلان کشور کرده است ، و هر چقدر هم بگوییم ، آقا جان این دولت فخیمۀ ما بجای اینکه ثروت کشور را صرف محکم سازی ساختمانها کند، رفته برای تبلیغات اسلامی در کشورهای تخمی افریقایی مثل جیبوتی هزینه کرده، یا صرف قدرتمند کردن حزب الله در هر قبرستان دیگری جز ایران، خرج فرموده اند و حالا بخاطر یک زلزله 6 ریشتری به گدایی از ملت افتاده که معلوم نیست واقعن طبق اعتقادات اسلامی شان چه مقدار از این پول را صلاح می دانند برای آن بیچارگان زلزله زده خرج کنند ، را کسی به تخم چپش هم حساب نمی کند. تازه خیلی ها هم پا روی دم شیر گذاشته اند و از این حد هم فراتر رفته اند و از هزینه هایی که برای حضرت غنی سازی اورانیوم انجام شده است ، خرده گرفته اند. "اعتقادات اسلامی" یعنی قدرت جهان باید دست اسلام باشد، حتی به ضرب خون و خون ریزی. و حتی به بهای بدبختی و آوارگی و گرسنگی همان ملتی که این پفیوزها را روی کار آوردند. با غرغرهای ما هم یک پاپاسی از قدرتشان کاسته نمی شود، و قرار نیست با این شر و ور های ما شَتَک شوند. یعنی آنقدر سِوِر بر مسند قدرت چسبیده اند و با افکار تخمی شان مملکت را اداره می کنند که حرفهای ما بیشتر نقش پشگل را بازی می کند این وسط! اینجور غر زدن ها هم برای فاطی ، تمبان نمی شود و آواره ها و بی خانمان ها و زنده بگورهای زیر آوار را نجات نمی دهد. جالب اینجاس که ما هم راست کرده ایم که حتمن غرغرمان را بکنیم ، اگر نکنیم ، اموراتمان نمی گذرد.
شتک = له شدن ، ترکیدن ، پخش زمین شدن
غرغر نکنی چکار کنی. همه ما ایرانی ها اینطور هستیم. این نظام مارو اینطور بار آورده. تو سی سال. باز دم تو گرم که اگه جوونیت اینجا فنا شد، رفتی تا زندگی دخترکت مثل تو نشه. ما عرضه ی همین یه کارم نداشتیم.
پاسخ دادنحذف