۱۳۹۶ تیر ۱۸, یکشنبه

کلاب خارکسده ها

یه آدمایی هستن که حتی اگر یکی بدترین خارکسده بازی های دنیا رو سرشون دربیاره نمی تونن صد در صد باهاش قطع رابطه کنن و اون آدم رو از زندگیشون حذف کنن. این آدما هر جا میشینن شروع می کنن به داستان سر دادن از اینکه چقدر از اون آدم متنفرن و چه مادرقهبه بازیایی که اون آدم درنیاورده اما تا یارو رو می بینن آنچنان باهاش دوستانه برخورد می کنن و جوک میگن و میخندن و توی مهمونیا در کونش میچسبن که فکر میکنی شاید توی این فاصله یه سکته مغزی خفیف زده باشن و همه چیو فراموش کرده باشن. حقیقت اینجاست که سکته ای در کار نیست. حقیقت اینه که این آدما خودشون هم از قشر همون خارکسده هه هستند و توقع دارن که هر وقت خودشون هم خارکسده بازی در آوردن کسی باهاشون قطع رابطه نکنه و تنهاشون نذاره.
خانم آ یکی از اون آدماست. البته خانم آ خارکسده بازیاش بیشتر اوقات از بدجنسی نیست از خریته! مثلن شوهرش رو دودره می کرد تا با رفیقش بخابه بعد وقتی همه جا اسمش بد در رفت سریع گشت دنبال بهونه ای که خودشو از سر زبونا بیاره بیرون، و این وسط اولین سوژه ای که پیدا کرد دختردایی بدبختش بود که تازه از ایران اومده بود و کسی نمیشناختش. با خیال راحت دست شوهر جونشو گرفت ساعت یازده شب رفت زنگ خونه اقدس خانم و طیبه خانم رو زد و همه جا جار زد این دختردایی من به همه میده و جنده اس و با همه خوابیده و خلاصه آمار تمام کارای نکرده و کرده دخترداییه رو ریخت وسط. دختردایی بدبختش که تازه پاش به کشور جدید رسیده بود از همه جا بی خبر که چرا همه جامعه اسکل آباد ایرانیان ساکن امریکا بهش چپ چپ نگاه می کنن فکر می کرد خانم آ تنها فامیل و پشتیبانشه. یادم رفت بگم اینجا امریکاس ولی درصد زیادی از ایرانیایی که از ایران اومدن از هر شهر رو روستایی از سر بدبختی به امریکا پناه آوردن و بجای اینکه فرهنگ خاله زنک بازی فسیلی یاسوج و سیسان رو بذارن کنار و چارتا چیز حسابی از این کشور و فرهنگش یاد بگیرن همون یاسوج رو غلفتی منتقل کردن اینجا، فقط موقعیت جغرافیاییش فرق می کنه. اینا بعد از شونزده سال زندگی توی امریکا هنوز فرق جنده رو با کسی که با دوست پسرش میخابه نمی دونن. ادامه داستان  اینکه بخاطر تمام این شهرت داغونی که خانم آ برای دختردایی ساخته بود اقدس خانم بهش تهمت زد که با شوهر ایشونم بعله و این دختردایی بی نوا رو تا جایی که می تونست نابود کرد.
خانم آ که احساس پشیمونی کرده بود بخاطر اینکه می دونست همه چی زیر سر خودشه، از سر عصبانیت که چرا اقدس خانم  از اطلاعاتی که ایشون دادن سو استفاده کرده با اقدس خانم در افتاد و،اینبار نشست همه جا پرونده اقدس خانم رو از جریان کیر سیاه دوست داشتن و با سیاه پوست خوابیدن اقدس خانم گرفته تا جریان ساک دوختن اقدس خانم توی روستاشون برای یه لقمه نون ، ریخت وسط! ولی خانم آ یک مشکل اساسی داشت. هیچوقت نمی تونست آدما رو هر چقدر هم خارکسده باشن از زندگیش حذف کنه. یه مدت با اقدس خانم قطع رابطه کرد و یه روز از روزای عید نوروز دست شوهر اسکلش رو گرفت و با خودش برد خونه اقدس خانم عید دیدنی و چنان قربون صدقه اقدس خانم رفت که انگار نه انگار دو سه سالی سایه همو با تیر می زدن.
خانم دختر دایی که در طول این مدت کم کم پی برده بود خانم آ پشت تمام آسیب هاییه که اقدس خانم بهش زده خانم آ رو از زندگیش حذف کرد. اما خانم آ یه مشکل اساسی داشت. فکر می کرد آدما هر چقدر هم خارکسده بازی دربیارن نباید کسی حذفشون کنه چون خودش هم اینکارو هیچوقت برای هیچ خارکسده ای نکرده. شروع کرد به مسج دادن و زنگ زدن به دختر دایی که اگر من بدترین گناه هم کرده باشم تو نباید منو حذف می کردی و من دوستت دارم و دلم برات تنگ شده و ازین کسشرا. خانم دختردایی بهش توضیح داد دقیقن واسه چی حذفش کرده ولی خانم آ زیر بار نرفت و نرفت ، و گفت آدما خون همدیگه رو می ریزن بعد آشتی می کنن!
این قضیه درست مثل یه فاجعه برای خانم آ بود. خانم آ هیچوقت کسیو حذف نمی کرد هیچوقت هم دوست نداشت حذف بشه. این سیستم اسمش سیستم توافق خارکسده ایه! یعنی همه بطور نامرئی با هم توافق میکنن هرچی هم خارکسده بازی درآوردن همیشه اون گوشه همدیگه رو برای روز مبادا نگه دارن و تو مهمونیا همدیگه رو بغل کنن و بهم بگن دلشون برای هم تنگ شده. کسی که نمی تونه کسیو حذف کنه مشکل اساسی داره و اون اینه که خودشم نمیخاد حذف بشه. توی علم روانشناسی بهش میگن مشکل حذف شدن (ابندنمنت ایشو)! من اما بهش میگم خارکسدگری! بهت بگم تو هم اگر از اون آدمایی که  که خارکسده ها رو اون گوشه نگه میداری، عضو اون کلابی! کلاب خارکسده ها!

۱۱ نظر:

  1. حالا چرا یاسوج؟ سی ای بدبختی

    پاسخ دادنحذف
  2. متاسفانه در این مملکت خراب شده ما هیچی سر جای خودش نیست حتی رفتارهای اجتماعی . اگر این ملت به اصطلاحی با فرهنگ آریایی یاد می گرفتند که سرشون توی شلوار خودشون باشه این همه مشکلات نداشتیم

    پاسخ دادنحذف
  3. خودش میدونه خوبه :)) لاو یو

    پاسخ دادنحذف
  4. خار کسده مثل لغت "وویگولنزج" زبون برره است،
    برای موقعیت‌های مختلفی‌ استفاده می‌شه ولی‌ تقریبا در تمام موارد بار منفی‌ داره،

    از جمله کپی‌ کردن مطلب وبلاگ بدون ذکر منبع هم از موارد خار کسده گی‌ است،

    برای این که این شامل خودم نشه مطالب وبلاگت رو که کپی‌ می‌کنم لینکش را هم میزارم جماعتی از نوشته‌ا‌ت به حظ مغزی و روحی‌ و روانی‌ نائل میشن، اگر با این حرکت موافق نیستی‌ بگو دیگه کپی‌ نکنم

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. اشکالی نداره :) ممنونم ازت ، و خوشحالم که میخونی

      حذف
  5. تعمیم بده تعمیم تو خوب است

    پاسخ دادنحذف
  6. وقتی خوندم دیدم راست میگی بعضی ها رو که تاریخ مصرفشان تموم شده گذاشتم کنار. یادم آوردی دیگه نرم سراغشون. مرسی

    پاسخ دادنحذف
  7. حدود 12 سال پیش تو خماری هرویین تو شهناز بندر عباس یکی رو با چاقو زدم حالم بود و آنقدر بد زدمش که بعدش با خودم عهد کردم دیگه دستم آلوده خون نشه الان یکسان به جنده التیماتوم دادم که ..... اما هر روز گفتم شعور داره خجالت میکشم و..... اما الان به مرگ عزیزترینم که مسافر غربته یکی رو اجیر کردم خودش و خانواده شو با تیزی بزنه....تو فکر کن خار کسده من بهت میگم آدمم

    پاسخ دادنحذف
  8. واقعن خودت چی فکر میکنی.

    پاسخ دادنحذف