۱۳۹۶ خرداد ۱۳, شنبه

قانون مبارزه کون بلوری ها

زندگی تو امریکا برای من مثل این بود که وسط یک رینگ بوکس شروع شد. بدون اینکه خودمم بدونم کجا هولم دادن بلند شدم وایستادم دیدم وسط یه میدونم و تا سرم و چرخوندم یه مشت خورد توی دماغم. دماغو گرفتم و بلند شدم که یه حرومزاده دیگه مشت بعدی رو زد توی گونه ام. صدای جیغ و داد تماشاچیا تو گوشم میپیچید.  تا به خودم بیام یه لگد خورد توی زانوم و دوباره افتادم زمین. به خودم گفتم تمام انرژیمو جمع میکنم و با مشت میرم تو صورت اون مادرقهبه ای که الان جفت پا رفت تو زانوم. اما اون مادر قهبه برای تشویق شدن اومده بود وسط و به این راحتیا کنار نمیرفت. اولین مشت رو که خورد و دید از پس من برنمیاد، یه نگاه موذیانه به من کرد و شلوارشو کشید پایین. کون گوشتالود و سفیدشو دراورد بیرون دولا شد گفت هرکی میخاد بیاد هرچی دوست داره بکنه تو کونم. همه دورش جمع شدن نوبتی شاید یه چیزی از کون بلوری بهشون بماسه یکی دستش تو شلوارش بود خودشو میمالید که وقتی نوبتش شد کیرش راست راست باشه، یکی انگشتشو تُفی میکرد، یکی هم بطری آبجوشو داشت سر میکشید که خالیش کنه و بکنه تو کون سفید ببینه چطور گوشتاش میلرزه وقتی بطری رو عقب جلو میکنه. من که با دماغ خونی و گونه ورم کرده وسط میدون هاج و واج واستاده بودم، به جمعیت نگاه میکردم که منو هُل میدادن کنار انگار من بازنده میدون شده بودم. مادرقهبه کون بلوری هم در حالیکه غرق لذت بود که همه رو دور خودش جمع کرده و برنده میدون شده یه پوزخندی به من زد و گفت دیدی من بردم؟

مبارزه کردن با آدما قلق داره. بعضی آدما قانون بازی یا مبارزه رو میدونن و طبق قوانین بازی پیش میرن. شایدهم این وسط سعی کنن روی نقطع ضعف حریف کار کنن که اونم جزئی از مبارزه اس. که البته حریف باهوش اونیه که نقطه ضعف دست کسی نده.  بعضی آدما اما نه تنها قوانین مبارزه رو نمیدونن بلکه این وسط چیزی هم جز برنده شدن براشون اهمیت نداره. این آدما مرز ندارن. مدل مبارزه شون هم تیریپ اقدس خانوم بازیه. حتی حاضرن برای اینکه تو رو سرکوب کنن وسط خیابون شلوارشونو بکشن پایین دولا شن کونشونو به همه نشون بدن و به تو لبخند بزنن و بگن دیدی کم آوردی؟ و بعدش احساس پیروزی شون انقدر قویه که اصلن حتی متوجه نمیشن بخاطر بدست آوردنش مجبور شده بودن وسط میدون خراسون کون برهنه بشن و پنجاه نفرم انگشت بکنن تو کونشون. تو مجبوری بازی رو ببازی چون تو مرز داری، برای تو برنده شدن همینه که تو شلوارتو نکشیدی پایین. شاید هم برای یه مدت طولانی خودتو سرزنش کنی که چرا جلوی اقدس خانوم بازیِ اون یارو کم آوردی و باعث شدی برنده میدون بشه، ولی بعد از یه مدت میفهمی همینکه فهمیدی کجا باید مبارزه رو واگذار کنی این یه بُرد محسوب میشه.

زیاد یادم نمیاد وقتی توی ایران بودم ازین اقدس خانوم بازیا دیده باشم. شاید بخاطر اینکه دایره معاشرتم محدود بود به دوست ها و همکارا و فامیل. اینجا تو امریکا ولی تو سر سگ بزنی ازین اقدس خانوما ریخته. راه میرن و به همه توهین میکنن و میدونن هیچکی جلوشون وانمیسته و ازین بابت به خودشون میبالن. مبارزه باهاشون هیچ منفعتی برای آدم نداره چون میدونی وقتی مبارزه شروع بشه اونا حاضرن برای نشوندن تو سرجات کارایی رو بکنن که تو حاضر نیستی بکنی. اینجاس که میگن با خوک در نیفت. اون از مبارزه توی گِل و کثافت لذت میبره. این وسط تویی که دست و پات به کثافت کشیده میشه. 

۷ نظر:

  1. فقط با کسانی بحث کنید که می‌دانید آن‌قدر عقل و عزت نفس دارند که حرف‌های بی‌معنی نمی‌زنند، کسانی که به دلیل توسل می‌جویند، حقیقت را گرامی می‌دارند وآنقدرمنصف هستند که اگر حق با طرف مقابلشان باشد اشتباه بودنشان را قبول می‌کنند پس نتیجه می‌گیریم که به ندرت در هر صد نفر یک نفر ارزش آن را دارد که با او بحث کنی!

    سلام.
    قشنگ توصیف میکنی
    بی پرده گویی نوشته هات رو جذاب میکنه.
    خوب می نویسی
    از خوندن نوشته هات لذت می برم.
    دمت گرم
    بمون و بازم بنویس

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام مادیان وحشی

    این روزا درگیر مبارزه با یک خوکم توی ایران ولی‌ نمیتونم توی مرزهام بمونم چون اون خوک لجن را برداشته داره پرت می‌کنه به عزیزای من اینجاست که مجبور میشی‌ بری توی لجن و با اون خوک درگیر بشی‌ تا توی همون لجنی که باهاش حال می‌کنه دفنش کنی‌.

    یک تشکر بهت بدهکارم بابت اینکه این نوشته‌هات یکی از معدود چیز هائی است که هنوز توی این دنیا باهاش حالم عوض می‌شه، مرسی‌

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. گاهی اوقات طرفت خوک ساده نیست که از کثافت بازی لذت ببره. کفتاره! کفتارا حیونای بی چشم و رو و بی غیرتی هستند. اما جلوی شیر جرئت عرض اندام ندارن. برای کفتارا باید شیر بود. موفق باشی توی مبارزه

      حذف
  3. پسر اومدم دیدم سه تا پست گذاشتی، وات اِ پلژر :))

    پاسخ دادنحذف