تجسم کنین یه ایراد خاص توی بدنتون دارین که همیشه بخاطرش ناراحتین و از همه قایمش میکنین. وقتی دارین لباسی میخرین همش مواظبین لباسی رو انتخاب کنین که اون ایراد اساسی بدنتون رو نشون نده. وقتی میخاین با کسی بخابین سعی میکنین توی نور کم یا تاریکی کامل لخت بشین . حالا این ایراد میتونه ممه های شل و وارفته باشه یا شکم آویزون ، یه لکه خیلی زشت روی ساق پا ، یا حتی دودول کوچیک. وقتی هم میخاین با کسی بخابین همش اضطراب دارین مبادا وقتی لخت شدین طرف مامله کوچیکتونو ببینه و یه عکس العملی نشون بده یا اینکه بعدش به روتون بیاره. در آوردن لباسا و لخت و عریان جلوی یه نفر ایستادن پیش نیازش یا کامل بودنه یا شهامت داشتن یا اعتماد صد در صد به طرف مقابل داشتن. تصور کنین کامل نیستین ، مثلن یه مامله کوچولو دارین که همش میترسین بعد از اینکه جلوی طرفتون لخت شدین و باهاش خوابیدین دیگه نخاد باشما باشه. تصور کنین طرف اونقدر بیشعوره که حتی بعدش بهتون بگه بخاطر اینکه با سایز مامله شما مشکل داره دیگه نمیخاد باشما بخابه، یا از شکم آویزون شما ترن آف میشه. بعد یکی پیدا میشه که بهش اعتماد دارین میدونین عاشقتونه و هرجوری که هستین دوستتون داره. میدونین میتونین بدون ترس از هیج قضاوتی تمام لباساتونو جلوش دربیارین بندازین کنار و اون هنوز هم دوستتون داشته باشه. بعدش اون ، اونی که اینهمه بهش اعتماد داشتین بیاد همون کار اون آدم بیشعوری رو بکنه که همیشه ازش میترسیدین.
اعتماد کردن به آدما بدترین گناهیه که ما آدما در حق خودمون مرتکب میشیم. خب این نظریه در عین حال که صحت داره میتونه برای آدم یه زندگی سیاه و تیره به ارمغان بیاره. چون هر چقدر هم نتونی به کسی اعتماد کنی بلخره مجبوری یه بار اینکارو بکنی. و وقتی اعتماد کنی ممکنه بخای لباسهایی که همیشه ایرادهای روح و روان و شخصیتت رو پوشوندن رو جلوش دربیاری. ممکنه بخای گذشته تاریکت رو براش تعریف کنی چون بهش اعتماد کردی و میدونی که بهرحال دوستت داره و همیشه دوست واقعی تو می مونه. ممکنه همه ترس هات، افکارت ، امیدهات و آرزوهات و حتی عقده هات رو براش تعریف کنی! این لخت شدن واقعیه. لخت شدن واقعی ای که شما رو به اینجا کشونده که بدون کوچکترین ترسی مثل یک استریپر حرفه ای که دونه دونه همه لباساشو در میاره و میاد جلوی مشتریش می ایسته و میذاره طرفش سیر نگاهش کنه و گاهی با رقص میچرخه تا تمام ابعاد وجودش رو ببینه تمام ترس ها و خطاها و عقده ها و خشم ها تون رو برای آدمی که بیشترین اعتماد رو بهش داشتین تعریف کنین. تصور کنین همون آدم، آدمی که بخاطر اعتماد کردن بهش همه لباس ها رو از تنتون کَنده بودین یه نگاهی به شما بندازه و روی شما استفراغ کنه و بره!!
اعتماد کردن به آدما بدترین گناهیه که آدما در حق خودشون مرتکب میشن، و من هنوز نمیدونم چرا ما هرچی از این کار ضربه میخوریم باز ازش سیر نمیشیم. حتی اگر کامل ترین آدم دنیا باشی، یا خایه ات به گنده گی فیل باشه یا حتی آدم مقابلت مطمئن ترین و عاشقترین آدم دنیا باشه ، یادت باشه یه لباسایی هست که هیچوقت نباید درشون آورد. هیچوقت!
اعتماد کردن به آدما بدترین گناهیه که ما آدما در حق خودمون مرتکب میشیم. خب این نظریه در عین حال که صحت داره میتونه برای آدم یه زندگی سیاه و تیره به ارمغان بیاره. چون هر چقدر هم نتونی به کسی اعتماد کنی بلخره مجبوری یه بار اینکارو بکنی. و وقتی اعتماد کنی ممکنه بخای لباسهایی که همیشه ایرادهای روح و روان و شخصیتت رو پوشوندن رو جلوش دربیاری. ممکنه بخای گذشته تاریکت رو براش تعریف کنی چون بهش اعتماد کردی و میدونی که بهرحال دوستت داره و همیشه دوست واقعی تو می مونه. ممکنه همه ترس هات، افکارت ، امیدهات و آرزوهات و حتی عقده هات رو براش تعریف کنی! این لخت شدن واقعیه. لخت شدن واقعی ای که شما رو به اینجا کشونده که بدون کوچکترین ترسی مثل یک استریپر حرفه ای که دونه دونه همه لباساشو در میاره و میاد جلوی مشتریش می ایسته و میذاره طرفش سیر نگاهش کنه و گاهی با رقص میچرخه تا تمام ابعاد وجودش رو ببینه تمام ترس ها و خطاها و عقده ها و خشم ها تون رو برای آدمی که بیشترین اعتماد رو بهش داشتین تعریف کنین. تصور کنین همون آدم، آدمی که بخاطر اعتماد کردن بهش همه لباس ها رو از تنتون کَنده بودین یه نگاهی به شما بندازه و روی شما استفراغ کنه و بره!!
اعتماد کردن به آدما بدترین گناهیه که آدما در حق خودشون مرتکب میشن، و من هنوز نمیدونم چرا ما هرچی از این کار ضربه میخوریم باز ازش سیر نمیشیم. حتی اگر کامل ترین آدم دنیا باشی، یا خایه ات به گنده گی فیل باشه یا حتی آدم مقابلت مطمئن ترین و عاشقترین آدم دنیا باشه ، یادت باشه یه لباسایی هست که هیچوقت نباید درشون آورد. هیچوقت!
خیلی اتفاقی اومدم سر زدم و دیدم چند تا پست گذاشتی
پاسخ دادنحذفخوبه که مینویسی
بنویس دختر جان
نمیدونی خیلی از پستات و حسایی که ازشون مینویسی تو چه لحظه هایی از زندگی آدمای که نه دیدیشون و نه میشناسیشون جریان داره
:*
مرسی که می خونی
حذف