۱۳۹۱ مرداد ۹, دوشنبه

آب عشق

دیروز من به یک ایالت دیگر اسباب کشی کردم. اسباب کشی که چه عرض کنم کل زندگی ام در چند چمدان قرمز رنگ خلاصه می شود که روی هم بچینمشان و هر وقت که سر دلم سنگینی کرد دستم بگیرم راه بیفتم بروم یک جای دیگر. آنقدر هم پول ندارم که بخواهم حتی یک جلبک به این محموله اضافه کنم و  مجبور نشوم همۀ اضافه بارم را بخاطر دویست دلار ، بریزم توی کیف دستی ام و شب از شدت کتف درد و گردن درد خوابم نبرد. خوابم نبرد و  بلند شوم یک مُسکن بخورم و لپ تابم را بگذارم روی پایم، بنشینم به وبلاگ خوانی. بنشینم به وبلاگ خوانی و ناگهان یک نوشتۀ قشنگ عاشقانه مرا آچمز کند. یادم بیفتد اصلا" بلد نیستم از عشق بنویسم. حتی بلد نیستم در موردش صحبت کنم. در رختخواب هم همیشه، لفظِ  "جندۀ من" ،  بیشتر از "دوستت دارم" ، من را میبرد هوا .  دوست ندارم یک آدم ، که قرار نیست فرق چندانی با بقیۀ آدمهای دنیا داشته باشد، بشود همۀ دغدغۀ زندگی و دلیل آبغوره گرفتن هایم . رابطۀ ملو ، برایم جذابتر از هیاهوی عاشقیت است . البته عشق همیشه همان برگ آسی است که به دست من نمی افتد و همیشه مجبوربوده ام به دنبال راهی باشم تا آن را ببُرم. عشق در برابر سکس ، مثل یک آسِ دل است در برابر دوی گیشنیز ! فقط کافیست حُکم ، گیشنیز باشد.  اما مشکل اینجاست که سکس بعد از یک مدت ، در نظرت مثل آشغال جوراب می شود. از همان جوراب ها  که کِش هایشان شُل و ول شده و یا نازک شده اند ولی نمیندازیمشان دور. فقط برای اینکه اگر یک روز که دیدیم جوراب تمیز نداریم بپوشیمشان،  ولی کلن به درد دیگری نمیخورند. سکس هم لوث می شود . بدرد نخور میشود. دیگر دوست نداری بروی در ریلیشن شیپی که میدانی دوماه دیگر قرار است تمام شود و نتیجه اش فقط یک مشت بمال بمال و نفس نفس خواهد بود. دیگر دوست نداری مثل آب خوردن، پارتنر عوض کنی و هنوز جای آب این یکی روی سینه هایت خشک نشده ، آب یک نفر دیگر رویش ریخته شود. سکس بدجوری توی آفساید می رود. مجبوری همیشه باربی بمانی ، همیشه خوشگل باشی ، هیچوقت نفطه ضعفهایت را رو نکنی ، که کسی کنارت بماند . مسئله این است که عشق اصلا"  قالی کرمان است و سکس،  فقط یک جوراب زیبا. 



پ ن : سکس در کنار عشق، مثل 2 دل است که از آس دل ، سر بزنگاه حمایت می کند

۱۳ نظر:

  1. خوب گفتی
    نمیدونم چی بگم
    فقط میدونم خوب گفتی

    پاسخ دادنحذف
  2. پی نوشتش عالیه ...

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. میخاستم حذفش کنم چون فکر میکردم نوعی توضیح واضحاته ولی بخاطر این کامنت نگهش داشتم :)

      حذف
  3. مرسی حذفش نکردی پی نوشت رو ;)

    پاسخ دادنحذف
  4. البته نیاز به گفتن نیست که نوشتن از عشق رو هم خوب می‌دونی...

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. به پای عاشقانه های صبور بانوی عزیزم نمیرسه مسلمن

      حذف
  5. نوشته ات رو دوس دارم..به نظرم اتفاقا هم عشق رو خوب می شناسی هم سکس رو..:|

    پاسخ دادنحذف
  6. ارزش اینو داشت که وقت بذارم و بخونم***البته گوشه چشمم هم کمی خیس شد

    پاسخ دادنحذف
  7. چه قدر خوب توصیف میکنی ای کاش بقیه هم اینقدر خوب بتونن واقع بین باشن بخصوص دوست دخترم

    پاسخ دادنحذف